Top

نامه به یک دوست

February 5, 2017 by  

کورش کلهر

نامه ای به یک دوست.

نوشته بودی که: به ایرانی بودنت افتخار و به مسلمان شیعه اثنی عشری بودنت که در آن زاده شده ای مباهات میکنی و بگفته های فرید ذکریا  تحلیل گر “سی ان ان” استناد، که: “چه خوش” گفته است.

دوست من، از دیر زمانی، دین وارداتی اسلام توسط روشنفکران ما برخلاف روشنگران غربی که با تمام وجود نخست مذهبی شدند و سپس مسیحیت را زیر سئوال بردند، بزیر سئوال رفته است.

روشنفکران ایرانی سده ها قبل از مارتین لوتر، دین و مذهب را در زبان رمز و راز و در اشعار پر رمزشان در روی سندان دانش، بمانند آهن گداخته ای کوبیده اند، برای مثال:

بازیچه کفر و دین به طفلان بسپار    بگذر ز مقامی که خدا هم حرفیست

خیام

موسنی نیست که دعوی انالحق شنود    ورنه این زمزمه، درهر شجری نیست که نیست

هادی سبزواری

چو طفلان، تا کی ای زاهد، فریبی    به سیب بوستان و جوی شیرم؟

حافظ

منع واعظ به خرافات، ز غوغای عوام    نتوانیم، ولیکن به دل انکارکنیم

جامی

یارب به که شاید گفت، این نکته که در عالم    رخساره به کس ننمود آن شاهد هر جایی

حافظ

قومی متفکرند اندر ره دین                    قومی بگمان فتاده در راه یقین

میترسم از انکه بانگ آید روزی            کای بیخبران راه نه آنست و نه این

خیام

“پر نفوذ ترین اندیشمندان ایرانی از رودکی وفردوسی تا خیام و حافظ، اگر بچیزی پایبند بودندهمانا…(شک فلسفی)  بود و بس”

دین ومذهب همواره در “عامی ایرانی” تابعی از تصور و تظاهر بوده و هم اکنون نیز جز این نیست. دین اسلام ومذهب شیعه وارداتی صفوی، هیچگاه بدرون بافت ایرانی نفوذی که مسیحیت در جوامع غربی از آن نشاط میگرفت، رسوخی نداشته و ندارد…همه تظاهرست و تصور.

اگر دیر زمانی روشنفکران و روشنگران ما در پی صیقل دادن به آموزه های مذ هبی خود بودند،
شور بختانه،این اندیشمندان اغلب در تنهائی پخته شدند، در خفا اندیشه کردند و در انزوا سوختند (۱)

میان گریه میخندم که چون شمع اندر این مجلس    زبان آتشینم هست، لیکن در نمیگیرد

حافظ

یکی از دلایل بارز این خمودگی وپسرفت در بیان این حقیقت نهفته است که ” هیچ اندیشمندی حتی اگر نابغه باشد، در انزوا وخفا ودر زبان رمز و راز قادر به پرورش اندیشه نوینی نخواهد بود ومحتاج محیط ومیدان بازی ایست که عقاب تفکراتش را بپرواز وا دارد”…ه.ج (۲)

این میدان همیشه بدلیل هول و هراس اندیشمندان ما در زیر ابر سیاه خرافات، تاریک مانده است و براین منوال ” هیچگاه قشری که بطور پایدار پذیرای افکار نوین باشد در برابر تهاجم اربابان جهل  وخرافات اگر حتی پدید آمد، ولی پایدار نماند»…ه.ج

برای نمونه ” خیام با انکه در زمان خود دانشمند نامداری بود و در دربار ملکشاه سلجوقی به عنوان پزشک و ستاره شناس مورد احترام بود، و باطن اشعارش بمنزله مار های گزنده ای برای شریعت بوده وهست، با اینهمه  پیرانه سر برای جلوگیری از تکفیر مجبور بسفر حج شد!”…ه.ج

دوست من، ایران و ایرانی محتاج یک رفرم عمیق مذهبی ایست. آرزومند منیفستی ایست که در میدانی آزاد و دور از هجوم اربابان خرافه گرائی وتجار دین، ومتخصصین پرده دری وبی احترامی به اعتقادات آن گروه معتقد به دین و مذهب، آینده نگر و روشنگرشود. ودست از میراثی که به او تذریق شده، با استفاده از منطق درست کرداری، درست پنداری و درست گفتاری، دست شوید.

بنا بر این کوتاه نوشته …من بعنوان انسانی متفکر، خود راه خود را انتخاب میکنم و محتاج میراث احدی نیستم.

کوروش کلهر

فوریه ۲۰۱۷

(۱)   این نوشتار الهام گرفته شده از کتاب “فلسفه مدرن و ایران” نوشته فاضل غیبی ایست.

(۲)   ه.ج “همان جا”

Comments

Comments are closed.

Bottom