Top

در گفتگو با دکتر آبتین ساسانفر حقوقدان، نویسنده و فعال فرهنگی بخش دوم و پایانی

March 25, 2017 by  

مصاحبه شاهرخ اخکامی با دکتر آبتین ساسانفر

داشتید راجع به مراکزی که درست کردید یکی در تاجیکستان و یک در پاریس صحبت می کردید و اینکه در پاریس تمام اعیاد ایرانی را در این مراکز جشن می گیرید و از برخورد ایرانی‌ها می‌گفتید. در مورد فعالیت‌هایی که در این مراکز می‌شود،خواهش کنم بیشتر توضیح بدهید.

می‌دانید که در ایران برای هر ماهی یک جشن وجود دارد، در مهر مهرگان، درتیر تیرگان،… و در فروردین نوروز. ما در مرکز خود در پاریس، هر ماه این جشن ها را برگزار می‌کنیم. پذیرایی می‌شود و سخنرانی‌کوتاهی هم هست. این دید و بازدیدها و رفت و آمدها باعث دوستی و نزدیکی بین‌ایرانی‌ها می‌شود. هدف ما این است که دوستان باهم رابطه برقرار کنند و اگر می‌توانند بهم کمکی بکنند و رابطه برادری، دوستی و محبت‌آمیزی باهم داشته باشند. در تاجیکستان این جشن‌ها کمتر گرفته می‌شود. در آنجا فقط عید نوروز، مهرگان و سده برگزار می‌شود. ولی در پاریس سعی می‌کنیم هر ماه این برنامه اجرا شود.استادان بزرگی اینجا هستند چه خارجی و چه ایرانی که در رابطه با ایران و آیین زرتشتی تحقیق و بررسی می‌کنند، ما از آنها در کنفرانس‌ها و عیدها دعوت می‌کنیم. همین طور در این مرکز برای درگذشتگان مراسم یادبود برگزار می‌کنیم.
در اینجا چند نفری مشغول کار هستند. ما باید به ده – دوازده معلمی که اینجا کار می‌کنند حقوق بدهیم، ولی برای بقیه کارکنان نمی‌توانیم چیزی بدهیم چون از نظر مالی مشکل داریم.

ظاهراً تمام این‌ فعالیت‌ها تحت نظر دختر شما انجام می‌شود. من چند بار شاهد این برنامه‌ها بودم. چقدر هم زیبا بودند.

بله خوب من به خاطر وضع مزاجی و سن بالا دیگر نمی توانم این کارها را بکنم. برای همین دخترم یاسمن و دیگران که مایلند کمک بکنند در برگزاری مراسم و اجرای برنامه‌ها باهم همکاری می‌کنند.

برگردیم به کارهای دیگر شما بعد از انقلاب در اینجا. من در حاشیه متوجه شدم که شما خیلی خیلی به ایرانیان پناهنده در اینجا کمک کرده‌اید و خیلی‌ها باید خودشان را مدیون شما بدانند. می‌توانید کمی راجع به این کمک‌ها صحبت گنید؟

نه. نگاه کنید، تا جایی که امکان داشته باشد. این کمک‌ها خیلی محدود است. هر کسی خود را ملزم می‌داند که به سهم خود کمک کند. البته ما هر کسی را که می‌شناسیم که احتیاج به کمک دارد، اگر بتوانیم بسیار محدود کمک می‌کنیم. والا برنامه دایمی به شکل بورس دادن یا بنا کردن ساختمانی برای پذیرایی از پناهندگان نداریم. ولی در ارتباطات شخصی، اگر بفهمیم کسی می خواهد پناهنده شود و یا پناهنده است و نیازی دارد،در حد توان کمک می‌کنیم.

شما به انتشار کتاب‌هایی که درباره فرهنگ ایران باشد هم خیلی کمک کرده‌اید.

بله مرکز خود ما تا حال چندین کتاب منتشر کرده و اگر کتابی باشد که درباره فرهنگ ایران باشد و حجمش کم باشد، منتشر می‌کنیم. تا به حال هم چندین کتاب منتشرشده و از این به بعد هم خیلی دلم می‌خواهد. خصوصاً اگر دانشمندان و محققین جوان ایرانی در باره مسایل مورد علاقه ما یعنی فرهنگ ایران و آئین زرتشت تحقیق بکنند، حتماً این تحقیقات را منتشر خواهیم کرد.

کتاب مرحوم شفا، «ایران در اسپانیا» کار شما بود. کتاب خیلی جالبی بود و من هم آن را در مجله معرفی کردم.
آقای ساسانفر، یکی از بهترین خاطرات و یکی ازبدترین خاطرات خودتان را برای ما بگویید.

بله ، خاطرات در نتیجه ارتباطات زیاد است. خاطرات خوب و شیرین زیاد است. همیشه آدم از اینکه یک جوان ایرانی با کاری که شما برای او کرده‌اید توانسته موفق شود، حتما خوشحال می‌شوید. در میان کسانی هم که من با آنها ارتباط داشته‌ام کسانی بوده‌اند که با کمک مختصری توانسته‌اند از یک مرحله سخت زندگی‌شان بگذرند و موفق شوند، که اگر این کمک نبود، ممکن بود به وضع بدی دچار گردد. همین طور وقتی شما می‌بینید کسی در راه اشتباهی است و با کمک شما از گمراهی نجات پیدا می‌کند و به موفقیت‌های بزرگی می‌رسد، خوب آدم خیلی خوشحال می‌شود.
از حوادث تلخ. من وقتی چیز بدی پیش می‌آید سعی می‌کنم آنها را فراموش کنم. چیزی که خیلی آزارم بدهد، حتماً فراموش می‌کنم تا احساس ناراحتی نکنم.

راز موفقیت خودتان را با این همه فعالیت متنوع اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی برای جوانان خواننده ما بگویید.

ببینید، موفقیتی آنجور وجود ندارد که آدم بخواهد درباره آن صحبت کند. ولی من معتقدم که هر کی اگر هدف روشن و معقولی داشته باشد و مرتب دنبالش برود، حتماً به نتیجه می‌رسد. من همیشه هدفم این بود که به فرهنگ ایران و آئین زرتشت خدمت کنم چون این‌ها بسیار مورد علاقه من بوده‌اند. بنابراین همیشه دنبال این‌ها بودم و خواهم بود و برای این‌ها هر قدمی بردارم و به نتیجه برسم خوشحالم. به شما توصیه می‌کنم که برای نجات خودتان و مملکت تان به یک آئینی که منادی و خواهان راستی و درستی و کمک به دیگران باشد بپیوندید. یک زرتشتی طبق چیزهایی که به آنها اعتقاد دارد باید کوشش بکند که یک انسان نیازمند نادان نباشد. نیازمندی هم مادی است و هم فکری. انسان باید بکوشد که افراد را به راه راست هدایت بکند. البته افراد اگر نیاز به مادیات دارند ما نمی‌توانیم به همه کمک بکنیم ولی در حد خیلی محدود می‌شود. هر آدمی می‌تواند دست کس دیگری را بگیرد. و یک زرتشتی باید این کار را بکند. من توصیه می‌کنم که همه ایرانی‌ها نه ازنظر دینی بلکه از نظر اخلاقی، از نظر پیروی از یک اصل انسانی به این آئین علاقمند بشوند و اجرا بکنند. چون آئین زرتشت، آئین آزاداندیشی می‌باشد.
هر کس دگراندیش باشدحتی اگر مخالف آئین زرتشت باشد، انسان باید با او کنار بیاید. مخالفت با دشمنی فرق می‌کند. با دشمن انسان نمی‌تواند کاری بکند، اما با مخالف انسان می‌تواند صحبت کند و او را هدایت بکند. حرف منطقی را باید گوش کرد. منطق و عقل باید قضاوت بکند و نه احساسات و تمایلات. در آئین زرتشت رفتار انسان بر خرد و عقل متکی است و هیچ نوع احساس یا تمایلات خام و بیهوده تاریخی دخالت ندارد. من عقیده دارم از این طریق انسان‌ها می توانند به هم نزدیک بشوند و سازنده یک جامعه مرفه و خصوصاً صلح‌آمیز باشند. بخصوص اگر صلح وجود نداشته باشد سازندگی و رفاه وجود نخواهد داشت. این دستور آیین زرتشت است.

ببخشید اگر شما را خسته کردم. مثل اینکه این روزها در ایران علاقه و توجه به آیین زرتشت زیاد شده. در این مورد اطلاعات شما چیست؟

بله. در حال حاضر در ایران هیچ کس نیامده که برای آیین زرتشتی تبلیغ بکند و یا زرتشتی بشود. ولی طبق آماری که تخمین زده‌اند، و این آمار درست است، حدود ۱۵ تا ۱۶ میلیون ایرانی به آیین زرتشت علاقمندند. این را در اروپا هم می‌بینیم که جوان‌ها می خواهند زرتشتی بشوند و ما به ایشان می گوییم، آقاجان زرتشتی شدن اجازه نمی‌خواهد شما از کی اجازه می خواهید؟ خوب آقا شما می توانید زرتشتی بشوید و تشریفاتی ندار د و در ایران هم حدود پانزده شانزده میلیون نفر به زرتشت علاقمند هستند. بله شما می‌بینید که تظاهرات می‌کنند و به زرتشت علاقمند هستند.این‌ها دین جدیدی را پیدا نکرده‌اند. این‌ها علاقمند شده‌اند و با این آشنایی، یک عکس‌العمل به محیط نشان داده‌اند. در ایران اگر آزادی باشد، تعداد زیادی بتوانند مطالعه کنندو اگر دسترسی به کتاب‌ها داشتند، ممکن است که اخلاق زرتشتی را قبول بکنند. در زرتشتی دین به آن معنایی که در اسلام دین اجباری باشد ،نیست که اگر این دین را نداشته باشید باید جزیه بدهید یا اینکه تهدید بشوید. اصلاً این طور نیست. اگر می‌پسندید قبول بکنید و اگر نمی پسندید خوب قبول نکنید. الزامی و تحمیلی نیست. ولی هر کس با صد در صد انسانیت، اخلاقیت و فلسفیت از روی تمایل شخصی این مسأله را قبول می‌کند. در نتیجه در ایران مردم اگر آشنا بشوند بدون جنجال و کشمکش،خوب علاقمند می‌شوند. منطق، کشمکش ندارد؛ کشتار ندارد. وقتی که احساسات بی خودی است به این راه‌ها کشیده می‌شود.

در آمریکا خیلی گرایش پیدا شده و ایرانی‌های زیادی به زرتشت کشیده شده‌اند.آیا در فرانسه و اروپا هم چنین چیزی هست؟

البته در فرانسه ایرانی‌ها خیلی کم هستند ولی در آمریکا خیلی زیادند. خیلی‌ها از اینجا به آمریکا رفتند. در آمریکا زرتشتی زیاد است. ولی اینجا صد تا صد و پنجاه خانواده بیشتر زرتشتی نیستند. ولی علاقمند زیاد هست و به مرکز ما هم می‌آیند. ولی ما از آنها نمی‌خواهیم که حتماً زرتشتی بشوند.
اندیشه و فلسفه زرتشت به انسان و شخصیت انسان توجه دارد و انسان ساز است. انسان معقول، انسان راست کردار و درست کردار. اگر کسی راست و درست باشد، یک صفت انسانی است. متأسفانه با جنجال‌های احساسی و تحریک‌های احساسی، مثل کسی که به خود بمب می‌بندد، این کار انسانی نیست. این چیزی را اصلاح نمی‌کند. با کشتن آدم به جایی نمی‌رسد. آدم به جای این حرف‌ها باید مردم را اصلاح کند. صحبت کرد و دین زرتشت دین گفتگو است.

برنامه بعدی شما چیست؟چه پروژه‌هایی در پیش دارید؟

برنامه بعدی من این است اگر امکان داشته باشد در تاجیکستان مرکزی به اسم خانه زرتشت درست بکنم. اقدامات کمی را تا به حال انجام داده‌ایم.

خیلی ممنون از وقتی که به ما دادید. اگر دوست دارید چیزی اضافه کنید خوشحال می‌شویم.

آقای احکامی، من می‌خواهم بگویم این کاری که شما می‌کنید، یعنی انتشار «میراث ایران»، یک کار اساسی برای ترویج فرهنگ ایرانی است. من خودم وارد هستم که اداره یک روزنامه و یا مجله کوچک چقدر زحمت دارد. شما با تمام مشکلاتی که دارد از نظر شغلی و شخصی این مجله آبرومند را منتشر می‌کنید. من توفیق شما را آرزومندم و امیدوارم که بتواید این کار را به همین ترتیب درست ادامه بدهید و پیروزی شما را خواهانم.

سپاس فراوان و خیلی ممنون.

Comments

Comments are closed.

Bottom