Top

مدارس نظامیه پیشرفت دانش یا انحطاط فکر

October 3, 2017 by  

علیرضا عقدایی (پاریس)

خواجه نظام‌الملک بنیانگذار مدارس نظامیه، ابوعلی حسن فرزند علی در سال ۴۰۸ هجری قمری در نوغان از قراء اردکان طوس به دنیا آمد. خواجه مردی بود دهقان‌زاده که از مرتبه‌ای ساده به مقام وزارت سلاطین سلجوقی، الب ارسلان و ملکشاه درآمد و بزرگ‌ترین مرد سیاسی روزگار شد. وی در جوانی در طوس، مرو و نیشابور قرآن، عربی، فقه شافعی و حدیث آموخت و در آغاز جوانی دبیر الب ارسلان شد. در سال ۴۵۵ هجری قمری پس از عمیدالملک کُندُری (از توابع نیشابور) وزارت ممالک سلجوقی را تا سال ۴۸۵ هـ.ق بر عهده داشت، در این سال بر اثر اختلاف با ترکان خاتون، زوجه ملکشاه از وزارت کناره گرفت و در رمضان ۴۸۵ هـ.ق، در راه بغداد در نزدیکی نهاوند به دست یکی از فداییان حسن صباح به نام «طاهر» به قتل رسید.
نظام‌الملک ده سال وزارت الب ارسلان و بیست سال وزارت سلطان ملکشاه را بر عهده داشت و در این مدت اداره امور کشور در اختیار او بود و بسیاری از فتوحات سلاجقه و پیشرفت‌های سریع آنان مدیون لیاقت و کاردانی خواجه بود. ترکان سلجوقی در امور ادارای مملکت بی‌تجربه بودند و به طوری که گفته‌اند سلطان سنجر، یکی از سلاطین این سلسله، از خواندن و نوشتن بی‌بهره بود.
چیزی که به دوام و نظام و شکوه این دولت کمک کرد، وجود وزرای ایرانی کارآمدی بود چون عمیدالملک و خواجه نظام‌الملک که با اقتباس از نظامات اداری عهد سامانیان و غزنویان، توانستند سرزمین سلجوقیان را به یک امپراطوری عظیم مبدل کنند.
خواجه نظام‌الملک تجارب سی ساله وزارت خود را در کتابی به نام سیاست نامه با پنجاه فصل جمع‌آوری کرد که امروز یکی از آثار ارزنده زبان فارسی می‌باشد.
نظام‌الملک دوازده پسر داشت و دارای پیوستگان بسیار بود و نیز گویند دوهزار غلام داشت که به هر یک از فرزندان و خویشان و غلامان خود اداره حکومت قسمتی از کشور را سپرده بود و بدین ترتیب هم کسان خود را به جاه و نعمت رسانده بود و هم سرتاسر قلمرو حکومت سلجوقی را زیر نفوذ و نگین خود داشت.
مهم‌ترین کاری که در زمان ملکشاه و وزارت خواجه نظام‌الملک انجام شد، به طوری که تقی‌زاده در کتاب گاهشماری نوشته است، ایجاد تاریخی بوده است به نام تاریخ یا تقویم جلالی، که اول سال را در اول بهار قرار داده است و بدین جهت نوروز را که تا آن زمان متغیر بوده است، نگهداشت. این کار را در سال ۴۷۱ هـ.ق حکیم عمرخیام با همکاری دانشمندان دیگر از جمله ابوالمظفر اسفزاری، میمون بن نجیب واسطی و عبدالرحمن خازنی انجام داد.
از جمله اقدامات نظام‌الملک در زمینه‌های علمی، تأسیس مدارس جدیدی بود با برنامه‌های وسیع و منظم در بزرگ‌ترین شهرها چون اصفهان، بغداد، بلخ، نیشابور، هرات، بصره،آمل، موصل و مرو، که بزرگ‌ترین و مهم‌ترین آنها در بغداد به نام نظامیه بغداد بود، که بنای آن ‌دو سال طول کشید.
سعدی شیرازی و انوری شاعر و رشید وطواط و شهیر فاریابی از جمله کسانی هستند که در این مدارس به تحصیل و تکمیل علوم و معارف پرداختند و از مقرری مدرسه برخوردار بودند. در مدرسه بغداد، حدود شش‌هزار شاگرد و استاد به تحصیل و تدریس اشتغال داشتند. هر مدرسه دارای مسجد و کتابخانه معتبر و بیمارستان مجهز بود و وسایل آسایش و تحصیل طالبان علم و مدرسان فراهم بود و برای آنان جای اقامت و مقرری نیز تعیین شده بود.
مدارس نظامیه از مراکز مهم مذهبی دنیای اسلام به شمار می‌رفت و در آنها علوم شرعی و از قبیل صرف و نحو، لغت، فنون ادبی، فقه شافعی، اصول، تفسیر، حدیث و علوم قرآنی تدریس می‌شد.دراین مدارس زبان رایج عربی بود و گسترش این زبان مورد نظر نظام‌الملک بود. در این مدارس درباره فلسفه و ریاضیات و منطق گفتگو نبود. علوم عقلی در حاشیه قرار داشت و با فلسفه سخت مخالفت می‌شد و امام محمد غزالی، که از اندیشمندان و مدرس نظامیه بغداد بود، کتابی در مخالفت با فلسفه نوشته به نام «تهافت الفلاسفه» یعنی اشتباهات و لغزش‌های فلاسفه. ریاضیات، هندسه و جبر بجز خطوطی گمراه‌کننده و کفرآمیز نبود.
نظام‌الملک سُنی بود و مذهب شافعی داشت و سخت متعصب. در این زمان شیعیان فاطمی (که نسبت خود را به حضرت فاطمه دختر گرامی پیغمبر اسلام می‌رساندند) در غرب ایران و مخصوصاً در مصر جایگاه معتبری یافته بودند و در شرق ایران نیز اسمعیلیان که پسر بزرگ امام جعفر صادق را هفتمین و آخرین امام می‌دانستند، به تبلیغ و ترویج افکار خود مشغول بودند.
خواجه نظام‌الملک برای مقابله جدی و مستمر در مبارزه بدون وقفه شیعیان و اسمعیلیان بخصوص در برابر جامع‌الازهر مرکز خلفای فاطمی به تأسیس مدارس جدید اقدام کرد. بنابراین برای انجام این کار از هیچ کوششی و صرف هر اندازه هزینه فروگذار نمی‌کرد. حتی با قدرت قلم در کتاب خود به نام سیاست نامه، بخشی را به تحقیر شیعیان فاطمی اختصاص داد و آنان را در ردیف گبران معرفی نمود.
تأسیس مدارس در شهرهای مهم و انتخاب و استخدام شاگردان و مدرسان و تعیین برنامه آموزشی که خاص پیروان مذهب شافعی بود از اعتقاد مذهبی نظام‌الملک سرچشمه می‌گرفت. در واقع مدرس و شاگرد، برگزیده او، و حقوق‌بگیر و مطیع فرمان او بودند. بدین طریق گروه کثیری از طالب علمان موافق برنامه‌ای که او خواسته و تبیین کرده بود، تربیت می‌یافتند.
مدارس با همه اهمیتی که داشت در آنها فکر تازه کمتر پرورش می‌یافت و اگر چه ایجاد آنها کاری با اهمیت و پسندیده بود، ولی مهم‌تر از آن این بود که در مدرسه چه تدریس می‌شود و دانش پژوهان چه می‌آموزند و مطالب آموخته شده تا چه حد فکر و ذهن را شکوفا می‌کند و موجب آزاداندیشی و تفکر سالم می‌شود. در صورتی که آنچه در مدارس آموخته می‌شد سبب اشاعه و ترویج مذهب شافعی بود و سنت‌گرا و بر اساس تقلید و بزرگترین عامل ایجاد تشتت و تفرقه بین مذاهب و برانگیختن احساسات مردم بود. خواجه نظام‌الملک نمی‌خواست پیروان خلفای فاطمی و شیعیان، که از دشمنان سرسخت او و خلیفه بغداد بودند، در سرزمین زیر تسلط او رشد کنند. از این جهت همه کوشش خود را صرف ریشه‌کن کردن همه پیروان آنان نمود و این دشمنی و مخالفت در نهایت موجب شد که به دست یکی از پیروان حسن صباح به قتل برسد و مخالفان او انتقام خود را از وجود چنین دشمنی گرفتند.
در دوران پیش از نظام‌الملک، پادشاهان عقاید دیگران را به دیده احترام می‌نگریستند و با آنان تعصب و دشمنی نمی‌ورزیدند و کسی را مجبور به داشتن عقیده‌ای یا ترک عقیده‌ای نمی‌کردند. غالباً اتفاق می‌افتاد افرادی از مذاهب یا ادیان مختلف از قبیل مسیحی، زردشتی و مانوی در دستگاه‌های سلاطین سامانی و آل بویه بسر می‌بردند و هیچ یک را با دیگری اختلاف و دشمنی نبود و پادشاهان از آنان خدمت می‌خواستند و اگر اهل علم بودند رعایت جانب آنان را بر خود واجب می‌شمردند و کاری به آن نداشتند که مسلمان باشد یا غیرمسلمان.
در این دوران بود که دانشمندانی چون محمد زکریای رازی و ابونصر فارابی و نیز ابوعلی سینا و ابوریحان بیرونی و غیره به سر می‌بردند و در رشته‌های مختلف علوم به تألیف کتب مشغول بودند و آثار این دانشمندان به درجه‌ای از اهمیت رسید که در تمام دوران بهترین و کامل‌ترین کتب مورد مطالعه و تحقیق و شرح و تفسیر علما و اندیشمندان قرار گرفت.
بدین ترتیب تمام قرن چهارم و نیمه قرن پنجم از حیث علوم عقلی مهم‌ترین دوره ترقی و پیشرفت علم و دانش در ایران است و از جمله قرن‌های‌ طلایی و شکوفایی تاریخ علم در جهان به شمار می‌رود. اما در اواخر قرن پنجم و تمام قرن ششم به علت رواج علوم شرعی مخالفت با فلاسفه و حکما آغاز شد، زیرا اعتقاد به تسلیم و تقلید و احترام به روایت و محدود کردن دایره عقل موجب برتری محدث،مفسر و فقیه بر فیلسوف شد. به این ترتیب فلسفه و علوم عقلی روز به روز از رونق افتاد و به حاشیه رانده شد تا جایی که به جای شخصیت‌های بارز در طب، طبیعیات، ریاضیات، منطق و الهیات افرادی چون فقیه، محدث و مفسر ظاهر شدند و دشمنی و عداوت با فلسفه و فیلسوفان آغاز شد و آنان را به بی‌دینی و کفر متهم کردند. چنانکه ابن سینا می‌گوید:
کفر چو منی گزاف و آسان نبود
محکم‌تر از ایمان من ایمان نبود
در دهر چون من یکی و آن هم کافر
پس در همه دهر یک مسلمان نبود.
مدارس نظامیه نتایج نامطلوب نیز داشت و ‌آن این که اختصاص دادن مدارس به مذهب شافعی، گزیدن یک مذهب رسمی، و صرف بخش مهمی از درآمد کشور به تأسیس و نگهداری این مدارس موجب شد که پیروان مذاهب دیگر، این عمل را غاصبانه و تضییع حقوق دیگر مذاهب بدانند و چون موضوع وعظ و خطابه استادان همان بود که نظام‌الملک در مبارزه با مخالفان در نظر گرفته بود، بنابراین این مجالس معمولاً برای مخالفت با عقاید دیگران بود که، در نتیجه به کشمکش و مجادله بین پیروان دیگر مذاهب می‌انجامید. این کشمکش و نزاع‌های مذهبی و فرقه‌ای گاه به تخریب محلات و آتش سوزی کتابخانه‌ها و سوختن کتاب‌ها و ورود اشخاص به خانه‌های مخالفان و قتل وغارت خانه‌ها و مردم بی‌گناه منجر می‌شد.
این گونه نابسامانی‌ها و بیدادگری‌ها که در آن سرزمین پهناور به وجود می‌آید، به قول دکتر ذبیح‌اله صفا استاد دانشگاه تهران، جز در ابتدای دوره صفویه که آن هم از ادوار سخت تعصبات مذهبی و دوره مُثله کردن، قطعه قطعه کردن و پوست کندن مخالفان مذهبی بود،در دیگر ادوار تاریخی ایران نمی‌توان دید. این وقایع هنگامی بود که جنگجویان صلیبی و مهاجمان مسیحی کشور ایران را مورد تاخت و تاز قرار داده بودند و جامعه اسلامی نیاز به اتحاد و یکپارچی داشت. قلمرو سلجوقیان در تعصبات مذهبی و جدال و کشمکش پیروان مذاهب مختلف می‌سوخت.
این رویدادهای دلخراش نتیجه سیاست تعصب‌آمیز خواجه نظام‌الملک و تأثیر سیاست سوء مدارس نظامیه بود که سالیان بعد از آن در سراسر کشور سایه افکند.

مأخذ:
۱. تاریخ ادبیات ایران، دکتر ذبیح اله صفا
۲. مدارس نظامیه و تأثیرات علمی و اجتماعی آن، تألیف دکتر نوراله کسایی

Comments

Comments are closed.

Bottom