Top

دریای پارس و افسانه‌های آن

December 27, 2017 by  

برگ پسین – جعفر سپهری

مادر دریا و غواصان مروارید دریای پارس
غواصان قدیمی مروارید که بدون هرگونه تجهیزاتی به زیر آب می‌رفتند، از وجود زنی در زیر آب که بچه شیرخواره‌ای را در آغوش داشته خبر می‌دادند. بسیاری که برای نخستین بار آن را دیده بودند و درباره آن هیچ آگاهی نداشتند، در همان برخورد نخست سکته کرده و جان سپرده بودند. این زن می‌تواند صورت تغییر یافته آناهیتا۳، الهه باروری و خدای آب‌ها، در ایران باستان باشد. گاهی این زن به نزد غواصان آمده از آنها می‌خواهد برای فرزندش گهواره‌ای تهیه نموده به زیر آب ببرد. اگر غواص چنین نماید، مادر دریا (ننه دریا) چند مروارید درشت به او خواهد داد.۱۶
در قدیم غواصان بدون هیچ ابزاری به ژرفای دریا می‌رفتند و تحت فشار آب، کمبود هوا و دیگر مشکلات، مناظری می‌دیدند که امروزه از دیدگاه ما اغراق‌آمیز و باورنکردنی است. یکی از این‌ها داستان مادر حامل گهواره است. داستانی از یک غواص است که در یکی از هیرات (هیر = برآمده از سطح دریا) در جنوب خلیج فارس در ژرفای دریا مشغول به صید مروارید بوده که چشمش به گهواره‌ای افتاده که زنی مشغول به تکان دادن آن بوده است. در حالت ترس و وحشت دستی را بر شانه خود احساس می‌کند. آن شخص زنی بالاتنه مانند انسان و پایین‌تنه به شکل ماهی بوده است. این زن با زبانی که فارسی، عربی و یا افریقایی نبوده با او صحبت کرده و از او خواسته نزد آنها بماند. غواص با اشاره می‌گوید که دیگر نفسی برای ماندن ندارد، اما زن با نفس خود به دور او حبابی می‌سازد، و می‌گوید اندکی پیش ما بمان. ناگهان، چند زن دریایی با سبدهای رنگارنگ به مناسبت تولد بچه زن دریایی و برای سرسلامتی می‌آمدند. در روی کشتی که از دیر آمدن غواص نگران شده بودند، طنابی را که یک سر آن به پای غواص بسته شده بود کشیدند و غواص بی‌هوش را بر روی عرشه آوردند. پس از به هوش آمدن داستان مادر حامل گهواره را برای دوستانش تعریف کرد.
اگر زن یا مرد دریایی با غواصی ارتباط برقرار کند، صیدش رونق می‌گیرد. اما همیشه این احتمال وجود دارد که آنها از او بخواهند در زیر آب مانده با آنها زندگی کند. اگر صیاد امتناع کند، دیگر مرواریدی نخواهد یافت و اگر بپذیرد دچار خفگی و بی‌هوشی شده و اگر دوستانش او را به عرشه نکشند، خفه شده و خواهد مرد.۱۷ همچنین اگر گهواره‌ای به تور یا قلاب صیادان گیر کند، آن را نشانه‌ای از وجود بچه بنینگی (گهواره‌ای) دانسته گهواره را به آغوش دریا باز می‌گردانند و سریع از آن محل دور می‌شوند.۱۸

بابای دریا
بدن بابای دریا از پشم سیاه پوشیده شده است. به هنگام غروب آفتاب و شب‌ها از آب خارج می‌شود و اگر کسی را در کنار آب ببیند با خود می‌برد. بعضی وقت‌ها هم از بدنه کشتی بالا آمده و ملوانان را غافلگیر ساخته و با خود می‌برد. هیولای یادشده، یک‌ونیم تا دو تن وزن داشته، حدود ۴ متر بلندی و ۲ متر پهنا دارد. دست و پایش مانند انسان است، اما انگشتانش کوچک است. صورت او شبیه به گاومیش بوده، اما هیکل آن چندین برابر گاومیش است. بابای دریا به شدت از تیشه و اره هراسان است و به محض دیدن آنها و یا صدای برخورد دو قطعه آهن از محل دور می‌شود. چند مورد دریانوردان نیرومند، بابای دریا را به دام انداختند و او را تکه تکه کردند، اما به محض تماس با آب دریا به شکل نخستین خود درآمده و گریخته است.۱۹
همان مردم و موی‌ها چون کمند
همه تن پر از پشم چون گوسفند
یکی سر چو ماهی، تنش چون پلنگ
یکی سر چو گاو و تنش چون نهنگ

در طی جنگ جهانی دوم، کشتی‌های انگلیسی یک آبزی عجیب را در سواحل بندرلنگه صید کردند، مردم محلی آن را همان بابای دریا می‌دانستند. جزییات این صید از سوی مقامات انگلیسی هیچ‌گاه فاش نشد.۲۰

گاوماهی و گوهر شبچراغ
گاوماهی، شب‌هنگام برای چریدن از دریا خارج شده و در علفزار و چمنزار به گشت و گذار می‌پردازد. برای اینکه پیرامون خود را ببیند دو دانه گوهر روشن و درخشان از دو سوراخ بینی خود خارج می‌کند و بر روی علف‌ها و گیاهان می‌اندازد و در روشنایی درخشنده و تابناک آن دو گوهر به چریدن مشغول می‌شود. به هنگام بازگشت به ژرفای دریا آن دو گوهر را با یک نفس عمیق در بینی خود بالا کشیده به دریا می‌رود.۲۱
خرچنگ عجیب
در کتاب ناخدا شهریار رامهرمزی آمده است که: «مردویه پسر زرابخت، دریانورد پارسی، روزی در آب‌های جزیره رابح کشتی را می‌راند که ناگهان یک برآمدگی مانند فک مشاهده کرد و کشتی را از میان آن نیم‌دایره فک مانند عبور داده و با خود چنین می‌اندیشد که قله دو برآمدگی در سطح آب نمایان است. اما همین‌که از میان آنها گذشت، ناگهان متوجه می‌شود که برآمدگی‌ها در آب فرو رفته و اثری از آنها نیست و سرانجام معلوم می‌شود که خرچنگی دو فک انبر مانند خود را در سطح آب آورده و منتظر صیدی بوده که گذر کشتی این غنیمت را از دست او گرفته است.»
 
جزیره متحرک
می‌توان گفت که داستان جزیره متحرک، و دریانوردانی که بر یک جزیره کوچک پای نهادند و سپس متوجه شدند که بر پشت یک جانور غول‌پیکر ایستاده‌اند در میان تمامی اقوام دریانورد وجود داشته است. در میان دریانوردان دریای پارس هم چنین داستانی در مورد جانورانی مانند نهنگ، ماهی گاو عنبر، خرچنگ و …. وجود داشته است.

دیگر جانداران عجیب
جن زیر آبی، غواص را هوایی و خیالاتی می‌کند. هنگامی که بدن یا دست غواص در ته دریا به این جن بخورد، خشک می‌شود.
امالمداس، من‌منداس، جانوری است که از دریا بیرون می‌آید و آدم‌هایی را که در ساحل تنها نشسته‌اند می‌ترساند.۲۲
بوسلامه، پیرامون جزایر، به ویژه جزیره خارک می‌گردد. کودکان را در ساحل می‌گیرد و با خود به دریا می‌برد. گاهی هم در شب به بالای کشتی آمده خود را به دریا می‌اندازد. ملوان نگهبان به گمان اینکه دوستش به دریا افتاده، خود را به دنبال او به آب می‌اندازد. بوسلامه چون که در آب پرقدرت است او را به زیر آب می‌کشد.
منتیلپو (پو = پا، منتیل = دیلم)، پای این جانور مانند دیلم تیز است و در هنگام بروز توفان پیدایش می‌شود. در گذشته به هنگام وزش توفان در قلعه خارک را می‌زد تا وارد دژ شود.۲۳

اکوان دیو
اکوان دیو در دژی سنگی در ساحل دریا می‌زیسته و در دریا و خشکی‌های ساحلی توفان به پا می‌کرده است. سنگی که افراسیاب بر سر چاهی که بیژن در آن زندانی بود گذاشت، توسط (توفان) اکوان دیو از دریای چین به منطقه توران‌زمین پرتاب شده بود. در نبرد با رستم، اکوان پهلوان را از زمین به آسمان برده به میان دریا پرتاب می‌کند. به عقیده نگارنده اکوان دیو نماد گردبادهای دریایی Water Spot است.
خروشید و پیچید و بانگ و غریو
ز دریا برآمد چو اکوان دیو

هیولای قنات
هرچند که این داستان فرسنگ‌ها دورتر از دریای پارس، در مرکز ایران‌زمین و در نزدیکی شهر باستانی اصفهان رخ داده است، اما به دلیل نزدیکی زمانی آن به ما، ارتباط آن با یک جاندار آبزی و وجود مستندات و خبرهای روزنامه‌های آن دوره، یادآوری آن چندان هم بدون ارتباط با موضوع این مقاله نیست.
جهش امپراتوری شکوهمند ایرانیان در زمان هخامنشیان و تعالی و ترقی آن در زمان ساسانیان، و دیرپایی این تمدن مدیون دانش آب‌شناسی ایرانیان بود. مردمان ایران‌زمین از دیرباز به ارزش آب به عنوان ماده‌ای زندگی‌بخش و ارزشمند آگاهی داشتند. نیاز طبیعی بشر به آب، وضع جغرافیایی فلات ایران و کمیابی این مایع گرانبها، ارزش این ماده را نزد ایرانیان صدچندان نموده و آن را در جایگاه والایی قرار می‌داده است. به خاطر داشته باشیم که تمدن‌های باستانی همگی در کنار رودهای بزرگ، همانند نیل، دجله، فرات، سند، گنگ، هوانگهو، یانگ‌تسه و… شکل گرفتند و در حوزه همان رودخانه محدود ماندند. اما تنها تمدنی که به دور از هرگونه رودخانه عظیم شکل گرفت و مالک‌الرقاب جهان باستان شد، ایران بود. جهش چشمگیر امپراتوری ایران مدیون قنات بود. در زمان هخامنشیان، اگر کسی زمین بایری را با احداث قنات آبیاری می‌کرد، تا پنج نسل از پرداخت هرگونه مالیات معاف بود.
در این میان قنات گناباد به طول سی‌وپنج کیلومتر و ژرفای بیش از سیصد متر و چاه‌هایی با فواصل منظم پنجاه‌متری، از زمان هخامنشیان یک شاهکار بی‌نظیر در سراسر جهان است و عظمت آن با دیوار چین برابری می‌کند.۲۴
این دیدگاه باعث شده که طول قنات‌هایی که اینک در زیر سرزمین ایران وجود دارد بیش از فاصله زمین تا ماه باشد. این دالان‌های زیرزمینی همچنین محل خوبی برای زندگی گونه‌هایی از جانوران شد. گونه‌هایی که بسیاری از آنها اینک منقرض شده‌اند. یکی از این جانوران Otter است. در حدود سال‌های ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ خورشیدی نیم‌کره شمالی زمین در دوران یخبندان کوچک فرورفت. این دوره میانگین دمای زمین پایین آمده و موجب پرآبی نواحی مرکز ایران شده است. رودهای فصلی به صورت دائمی درآمده و دریاچه‌های کوچکی در کویر مرکزی شکل گرفتند. در کاووش‌های باستان‌شناسی در تابستان ۱۳۵۷، در نزدیکی زواره و در مرز کویر، بقایای یک اسکله و بارانداز یافت شده است. این دوران پرآب موجب رویش پوشش گیاهی متنوع و همچنین جانوران گوناگون بوده است. در آن سال‌ها در رودهای مرکز ایران، Otter به چشم می‌خورده است.۲۵
روزنامه کیهان در تاریخ ۲۷ دی‌ماه ۱۳۳۸، از یافتن جانوری در نهر خورجان در سده اصفهان خبر داد و نوشت که «نهر خورجان به قنات فیروزشاه که در پنج فرسخی آبادی از زیر کوه بیرون می‌آید منتهی می‌شود و قنات فیروز شاه که قدمت آن به زمان ساسانیان می‌رسد چهار متر پهنا و یک متر عمق دارد.»
فردای آن روز عکسی از جانور را که ۱۵/۱ متر طول داشته و بر اثر زدوخورد با اهالی و نیز ناراحتی‌های دیگر مرده بود، چاپ کرد. گویا جوانان روستا با کمین بر سر راه این هیولا آن را به دام انداخته بودند. این جانور یک Otter بود که در کنار رودخانه‌ها و نوعی از آن در کنار دریاها زندگی می‌کند و به واسطه بزرگ شدن دست‌وپا و پیدایش پرده‌هایی در میان انگشتان و همچنین با استفاده از دم به آسانی در آب شنا می‌کند. روزنامه نامبرده از قول پیران کهنسال نوشته بود که «حدود یک‌صد سال پیش هم یکی از این جانوران از قنات فیروزشاه بیرون آمده و یک شبانه‌روز با مردم شهر جنگ کرده و سرانجام به دست پهلوانان شهر کشته شده است! سه ماه بعد هم جانور مشابهی را در رودخانه‌ای از حدود قم صید کرده بودند.»۲۶
بر طبق افسانه اوآنس که توسط نیاکان سومری ما نقل شده است، جانورانی بوده‌اند شبیه ماهی که سر آنها سر انسان بوده و پاهای انسانی آنها نیز در زیر دم ماهی نمایان بوده است. در زمان‌های بسیار دور آنها هنگام روز از خلیج فارس بیرون آمده و به مردم آداب تمدن می‌آموختند و شب‌ها به دریا باز می‌گشته‌اند.
توضیحات:
آناهیتا: ایزد آب‌ها، که گردونه او را در آسمان‌ها چهار اسب ابر و باران و ژاله و شبنم می‌کشیدند، یکی از بزرگ ایزدان پیش از زرتشت بود، و نیایشگاه‌های او در کنگاور (کرمانشاه) و بیشابور (فارس) نمایان است، در اوستا مورد ستایش بسیار بوده و هم مرتبه میترا (مهر) و اورمزد (اهورامزدا) قرار می‌گیرد.

سپاسگزاری
در تهیه و نگارش این مقاله از کتاب پژوهشی پیرامون صید، دریا و آبزیان خلیج فارس، اثر ارزنده استاد گرامی و پژوهشگر ارجمند جناب آقای حسین نوربخش، و دریانوردی ایرانیان اثر دانشمند گرامی اسماعیل رایین استفاده شایان توجه شده است.

توضیحات و منابع
۱. یاقوت حموی: «… سیراف را کیکاوس بنا کرده است. چون کیکاوس خواست به آسمان رود و تا آنجا صعود نمود که از انظار غایب شد، خدا باد را مأمور پایین انداختن او کرد و کیکاوس در سیراف فرود آمد و آب و شیر درخواست نمود. از این رو این محل به شیرآب موسوم شد و تجار آن را شیلاو می‌نامند و من در آنجا عمارت زیاد دیدم…».
۲. دریانوردی ایرانیان، اسماعیل رائین
۳. ساتاسپ به معنی یک‌صداسب و یا فرمانده یک‌صد سوارکار است.
۴. راه دریایی ابریشم: از بندر خانفو (کانتون، کوانگجو) در چین آغاز و از راه بنادر ایرانی خلیج فارس به جاده ابریشم می‌پیوست. مهمترین کالای بازرگانی در این راه ابریشم بود.
۵. راه دریایی ادویه: از هندوستان، سیلان و همچنین شرق افریقا به ویژه زنگبار آغاز و از راه بنادر ایرانی خلیج فارس به جاده ابریشم می‌پیوست. مهمترین کالای بازرگانی در این راه ادویه از جمله فلفل بود.
۶. راه دریایی بخور (کُندُر): از هندوستان و شرق افریقا آغاز و از راه بنادر عدن و جده به جاده ابریشم می‌پیوست. مهمترین کالای بازرگانی این راه گیاهان معطر و مواد خوشبوکننده‌ای مانند کُندُر، عود و اسپند بود که در نیایشگاه‌ها و پرستشگاه‌ها سوزانیده می‌شد.
۷. هفت دریای میان ایران و چین به ترتیب از غرب به شرق عبارتند از: ۱٫ دریای پارس (خلیج فارس)، ۲٫ دریای مَکَران (دریای عمان یا اُومانه)، ۳٫ دریای هند، ۴.دریای بنگال (خلیج بنگال)، ۵٫ دریای اندامان (ساحل برمه)، ۶٫ دریای سیام (خلیج تایلند)، ۷٫ دریای چین جنوبی.
۸. تاریخ علم، جورج سارتون
۹. تاریخ علم در ایران، مهدی فرشاد
۱۰. شاهنامه فردوسی
۱۱. خلیج فارس، دکتر احمد اقتداری
۱۲. ذوالقرنین یا کورش کبیر، باستانی پاریزی
۱۳. اسکندرکبیر بزرگترین دروغ تاریخ، احمد حامی
۱۴. دریانوردی ایرانیان، اسماعیل رائین
۱۵. دریانوردی ایرانیان، اسماعیل رائین
۱۶. بندر لنگه در ساحل خلیج فارس، حسین نوربخش
۱۷. چگونگی صید مروارید در خلیج فارس
۱۸. اهل هوا، غلامحسین ساعدی
۱۹. بندرلنگه در ساحل خلیج فارس، حسین نوربخش
۲۰. آبزیان خلیج فارس، حسین نوربخش
۲۱. جانوران افسانه‌ای جالب و کمیاب دریا، عبدالرحیم جعفری
۲۲. اهل هوا، غلامحسین ساعدی
۲۳. جزیره خارگ در دوره استیلای نفت
۲۴. قنات، فنی برای دستیابی به آب، هانری گوبلو
۲۵. عصر یخبندان کوچک و اثر آن بر ایران‌زمین، جعفر سپهری
۲۶. آب‌وهوای باستانی فلات ایران، محمدتقی سیاهپوش
۲۷. فرهنگ دریایی خلیج فارس، حسین نوربخش
۲۸. تاریخ علم در ایران، مهدی فرشاد

Comments

Comments are closed.

Bottom