Top

۳۰۰ کارشناس ارشد و دکتر متقاضی کار در یک رستوران

February 9, 2018 by  

زمانه

داوود محمدی دارای دکترای تاریخ، در محمد شهر کرج بعنوان بنا کار می‌کند و یک دانش آموخته ریاضیات محض نگهبان است.

اما کارشناسان ارشد و دکترهایی هستند که از همین شغل‌ها هم محرومند، مانند یک کارشناس ارشد حقوق سیاسی که آماده است در رستوران ظرفشویی کند.

برای تهیه گزارشی از بیکاری دانش‌آموختگان، خبرنگار یک آگهی استخدام در ستون نیازمندی‌های روزنامه می‌دهد با این مضمون که برای کار در یک رستوران مجلل به تعدادی خانم و آقا با مدرک کارشناسی ارشد و دکترا نیاز است.

نزدیک به ۳۰۰ نفر با مدارک کارشناسی ارشد و دکترا به آگهی واکنش نشان دادند. یکی از آن‌ها که کارشناس ارشد حقوق سیاسی است و برای مصاحبه دعوت شده می‌پذیرد در رستوران ظرفشویی کند.

بالاخره شاید مدرک گرایی تمام بشه .
مسئله بیشتر ما نبود کار نیست؛ بلکه نبود کار باکلاس پشت میزی است!
سوال من این است: اگر همه بخواهند پشت میز بنشینند پس چه کسی کارگری کند؟
شاید بگوییم آنکه تحصیل نکرده. ولی کدام آدم عاقلی چنین انتخابی میکند؟ همه آدمها
جایگاه بالاتر را برای خودشان میخواهند, جایگاه بد را برای دیگران. پس همه میروند و درس
میخوانند و مدرک میگیرند که کارگری نکنند. نتیجه اش همین است. به جای اینکه ناراحت
باشیم که چرا تحصیلکرده ها بنایی میکنند باید پرسید چرا بنایی کردن باید کاری این قدر
ناگوار باشد؟
شنیده ام بسیاری میگویند:” ببین بیچاره با هزار امید و آرزو رفته درس خوانده ولی حالا باید
نگهبانی و ظرفشویی کند” . اما شما به من آدمی نشان دهید که امید و آرزو برای خود نداشته
باشد!! همه آدمها برای خود بهترین رویاها را دارند و برایش تلاش میکنند و شرط لازم برای
رسیدن به همه آنها هم تحصیلات عالیه است. وگرنه روزی ۱۲ ساعت بیل زدن در معدن و با
حقوق ماهی ۸۰۰ تومن رویای کدام خری است؟
مثال: در یک ساختمانی که ساخته میشود یک نفر مهندس طراح است, ۱۰۰ نفر هم جوشکار
و بنا و کاشیکار و راننده و غیره. حال اگر همه آن ۱۰۰ نفر بخواهند جای آن مهندس سازه
باشند اولا نیازی به وجودشان نیست ثانیا بقیه کارها را چه کسی انجام دهد؟ از دید فردی
میشود گفت به من چه و من باید فکر خودم باشم اما از دید اجتماعی که نمیشود گفت مرگ
خوبست ولی برای همسایه!

Comments

Comments are closed.

Bottom