Top

دکتر محمدرضا واقفی – استاد بازنشسته دانشگاه – فلوریدا

June 16, 2018 by  

چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید ـ گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست

مسعود سعد سلمان
چند سال پیش مراسم بزرگداشت شایسته ای برای پروفسور فضل الله رضا در دانشگاه کالیفرنیا لس آنجلس برگزار شد. پروفسور رضا که چندین سال دردانشگاههای ام آی تی و سیراکوز تدریس و تحقیق کرده ونام والائی از خود در مجامع علمی دنیا بجا گذاشته بود در سال ۱۳۴۵ به ایران دعوت و به رهبری دانشگاه نوبنیاد صنعتی برگزیده شد.تلاشهای پیشین دکتر مجتهدی برای مجهز کردن این دانشگاه به دانش جدید موثر نبود.دکتر مجتهدی حتی به کشورهای اروپا و آمریا مسافرت و با دانشجویان ایرانی مصاحبه کرد.نویسنده خود یکی از مصاحبه کنندگان بودم ولی این زحمات کافی نبود،لذا پروفسور رضا به اینسو کشیده شد.این انسان در زمره معدودی از ایرانیان است که از انستیو برق و الکترونیک آمریکا به دریافت مدال طلا مفتخر شده است.پژوهش ها و نوشته های او در زمینه های فضایی و انفورماتیک کلاسیک است و کمتر ایرانیانی پیدا میشوند که در رشته های باین پیچیدگی و ادبیات معاصر ایران را سربلند کنند.این دو کیفیت انسانی یعنی علم و ادب در سطح بسیار عالی کمتر در یکنفر جمع میشود.
در جلسه بزرگداشت گروهی از دانشمندان علم و ادب حضور داشتند. یکی از این شخصیت ها دکتر مهدی آذر بود که در کابینه دکتر مصدق وزارت فرهنگ خدمت میکرد.ضمن سخنرانی و تجلیل پروفسور رضا و خدمات او به فرهنگ و ادب ایران یکی از افراد که خیلی دقیق به مطالب دکتر آذر گوش داده بود پرسید که با توجه به اینکه دکتر آذر عضو کابینه دکتر مصدق هنگام کودتای ۲۸ مرداد بود پرسشی دارد که الزاماًبه موضوع جلسه ای که برای بزرگداشت پروفسور رضا برگزار سده رابطه مستقیم ندارد ولی سالهاست که بدنبال جواب این پرسش میگردد و چنین برداشت میکند که ممکن است دکتر آذر جواب قانع کننده ای برای پرسش او داشته باشد.پرسش این انسان محترم انرژی تازه ای در کالبد دکتر آذر پدید آورد زیرا برمیگشت به واقعه دردناک ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (اوت ۱۹۵۳). دوران مبازرات ملی کردن صنعت نفت ایران و سرنوشت آن.
پرسش این بود : بر همه دنیا ثابت شده که عوامل سی آی ا آمریکا و ام ۱۶ انگلیس در براندازی دولت قانونی دکتر مصدق مستقیماً‌دست داشتند . آیا گروه یا افراد دیگری هم در این جریان فعال بودند یا نه.
مرحوم دکتر آذر بیان کرد که عوامل اصلی این نقطه تاریک در روابط ایران با آمریکا ایرانیان خائن و بی وطن بودند که با نام ایرانی ولی جاسوسان آمریکا و انگلیس مستقیماً‌ در این واقعه اسفناک دست داشته اند. این عوامل عبارت بودند از برادران رشیدیان که نوکران دست به سینه سرویس جاسوسی انگلیس مدتها بکار جاسوسی مشغول بودند.ایرانیان دیگری که در این کار خیانتکارانه دست داشتند و کمتر کسی شک می برد عبارت بودند از سلیمان بهبودی که با تایید CIA جاسوسی شماره یک انگلیس در ایران بودند که بعداً سالها در دربار شاه محمدرضا شاه پهلوی به عنوان های مختلف خدمت میکرد و بلافاصله قبل از انقلاب به آمریکا غزیمت و در ایالت کالیفرنیا اقامت گزید.
افراد دیگری که فعالانه کار میکردند و کسی را باور نمی آمد که جاسوس باشند عبارت اند از سرهنگ عباسی فرزانگان که بعد از کودتا وزیر پست پست و تلگراف دولت کودتای سرلشگر زاهدی شد و پس از روی کار آمدن اخراج و به خارج عزیمت نمود. احمد آرامش که در روز کودتا ده هزار دلار از جاسوسان سی آی ا دریافت کرد و بعداً‌بصورت دشمن درجه یک ابتهاج رئیس سازمان برنامه درآمد.جالب اینجاست که ابتهاج یکی از بزرگترین خدمت گذاران وضع اقتصادی ایران بود.در مصاحبه ای که با نگارنده بعمل آورد و در کتاب ENTREPRNEURS OF IRAN که در سال ۱۳۵۳ در آمریکا چاپ شد ابتهاج به جزییات خدمات خود اشاره کرد و میگوید چگونه به ساختن سددز در خوزستان و جاده هراز باور آورد.این سد میتوانیت زمین های خوزستان را آبیاری کند و انواع محصولات کشاورزی از آن بدست آید.هر وقت که ابتهاج به اجرای یک طرح اقتصادی دست میزدبا مخالفت شدید انگلیس مواجه میشد و چنین به نظر میرسید که انگلیس با فقیر نگه داشتن مردم ایران می خواست از پیشرفت لازم که نتیجتاً‌ به گشایش های مملکت پایان میپذیرفت جلوگیری کند. البته این کار بدست عوامل غیر مرئی که سالها در سطوح مختلف مملکت کاشته بود انجام میگردد.این عوامل خود از امتیازاتی که مملکت فراهم آورده بود بهره گیری میکردند ولی اگر لازم بود طرحی پیاده شود که نتیجه مثبت برای مردم عادی داشته باشد کار شکنی های به انجام میرسد.
کتاب فراموشخانه های ایران
قبل از انقلاب اسلامی و در سالهای ۱۳۵۰ که مرحوم اسد اله اعلم وزیر دربار شاه بود مرحوم اسماعیلی رائین کتاب معروف بنام “فراموشخانه های ایران و فراماسونها” را چاپ کرد. در جریان چاپ این کتاب کلیه عوامل انگلیس به رهبری جعفر شریف امامی بکار افتادندکه از چاپ آن جلوگیری کند ولی با حمایت مستقیم علم در این کار شکست خوردند و مرحوک رائین موفق شد کتاب خود را چاپ کند و اسامی بیش از ۸۰۰ نفر فراماسون ها را به جامعه ایرانی معرفی نماید.این کتاب چندین بار تجدید چاپ شد.با کمال تعجب میبینیم افرادی در جامعه که خود را بعنوان رهبران مردم (روحانیون)معرفی کرده اند بعنوان اعضاء فراماسون در آمدند و اینجاست که انسان در می ماند که بقول معروف “حرف ملانصرالدین را باور کنیم یا دم خروس را” پس از چاپ کتاب فراموشخانه های ایران اسامی افرادی بچشم میخورد که انسان “شاخ” در می آورد.اسامی آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی که خود را بعنوان رهبر روحانی در مبازرات نفت معرفی کرده بود.آیت الله بهبهانی که بصورت عامل موثر کودتا در آمد ودلارهایی که برای بسیج فاحشه ها و شعبان بی مخ ها خرج میشد از طرف ایشان به افراد داده شد بنام دلار بهبهانی معروف شد.اینها بودند که با انتشار کتاب بشدت مخالفت میکردند زیرا پته آنها برروی آب می افتاد و آن چهره روحانی وملی خود را از دست می دادند.بطور کلی دکتر مهدی آذر این عوامل را موثرتر از چند نفر مامور مستقیم سی آی ا بنام کرمیت روزولت میدانست که در ایجاد ادامه و نهایتاً شکست مبازرات ملی نفت دست مستقیم داشتند.ولی اظهارات دکتر مهدی آذر درباره عوامل خارجی موثر در شکست مبارزات ملی را باید به دو دسته کلی تقسیم کردکه آنرا طیف سیاسی می نامیم.
طیف سیاسی بعنوان ستون پنجم خارجی که از پشت به دکتر مصدق خنجر زد حزب توده و دستگاههای وابسته به آن نظر “جمعیت مبارزان ضد استعمار”و نشریات مختلف نظیر روزنامه مردم که محرمانه چاپ میشد و سایر نشریات نظیر “بسوی آینده” ،”چلنگر” بطور دائم وکلمات توهین آمیز به دولت مصدق اتهام وارد کرده و صدمه های خطرناک به او وارد آوردند. بزرگترین ضربه حزب توده به مبارزات نفت آن بود که در مراحل آخر شخصی معروف سیاسی بنام آوریل هریمن از طرف پرزیدنت ترومن به ایران آمد اوضاع را از نزدیک اوضاع را بررسی کند و به تروهن گزارش دهد.
حزب توده و ساختارهای وابسته به آن در آن روز به تظاهرات وسیعی دست زدند.در آن موقع سرلشگر زاهدی وزیر کشور بوده و با تحریک اطلاع رسانی شخصی زاهدی تظاهرکنندگان حزب زحمت کشان ملت ایران به رهبری دکتر مظفر بقایی به مقابله با توده های بر خاستند و تصادف های شدیدی رخداد و عده ای کشته و زخمی شوند. این تظاهرات تا حد ریادی آنچه را که انگلیس به آمریکا در مورد عدم ثبات سیاسی سیاسی ایران و احتمال خطر افتادن ایران بدامن کمونیست ها تلقی کرده بود تایید نمود. باید گفته شود که شخص ترومن و یکی از معاونین وزارت خارجه مایل بودند که مسئله نفت به نفع ایران حل شود ولی این تظاهرات اثر منفی خود را بجا گذاشت و پس از آن هم حکومت از دموکرات ها به جمهوری خواه آنها در آمریکا انتقال یافت و ایزلهاور روش دیگری در روابط با دکتر مصدق اتخاذ کرد که منجر به کودتای ۲۸ مرداد گردید.اینجاست که شعر مسعود سعد سلمان خیلی عریان میکند که این شکست تاریخی بدست عوامل ایرانی انجام پذیرفت.عوانلی که دکتر مصدق به آنها توده ای نفتی تلقی میکرد زیرا با نان از کیسه ملت خوردن به حفظ منافع انگلیس مشغول بودند و آن شرم بزرگ را ببار آوردند.
۲- فراماسونها در حقیقت ستون پنجم انگلیسی را در ایران تشکیل میدادند.ده ها سال پیش شعبه کلیسای انگلیکان در اصفهان تشکیل شد.این جایگاه عبارت مسیحیان اصفهان در حقیقت پرورش گاه جوانان ایرانی بود که به تدریج شستشوی مغزی شده و به نقاط مختلف مملکت اعزام میشدند.ولی اکثراً‌ به خدمت شرکت نفت ایران و انگلیس در آمده و به آبادان و دیگر نقاط نفت خیز میرفتند.البته تربیت و جذب ایرانی به فراموشخانه ها صرفاً از طریق شرکت نفت انگلیسی نبود.با ایجاد یک شعبه که آنرا “ گراند لژ” می نامیدند.به افرادی که به نظر میرسیدکه پتانسیل خوبی برای عضویت داشته باشند با قول و قرارهایی اقتصادی و سیاسی و فرهنگی آنها را به لژهای متعدد وارد کرده و در کارهایی که باید بکنند که اکثراً‌ نفعی برای مملکت نداشت بلکه ضرر هم داشت،گماردند.
در سطوح پایین تعداد کمی از فراماسون ها که به مقام های بالا که واجد صلاحیت آن نبودند،‌رسیدند.که خواننده بداند بدون داشتن تحصیلات تخصصی و عالی ولی با جاسوسی و خدمتگذاری بیگانگان (در این مورد انگلیس) به کجاها رسیدند و چه ضربات سیاسی ،‌فرهنگی و اقتصادی به مملکت دارد کردند .
در سالهایی که این نویسنده آن دوران ایران را تنها رنسانس دو قرن اخیر میدانیم (۲۸ماه مبارزات ملی نفت به رهبری زنده یاد دکتر محمد مصدق) یک برهه کوتاه نقش نفوذ خارج را در سیاست پارلمانی ایران مشاهده میکنیم. وقتی بنا شدمبنای رای مجلس شورای ملی دکتر مصدق به شاه پیشنهاد شد که مسئولیت نخست وزیری را به عهده گیرد دوره ای در مبارزات ملت ایران شروع شد که نقش مردم بیش از هر وقت قاطع،‌عریان و غیر قابل پیش بینی بود.دکترمصدق در نطق قبولی خود مربوط به نخست وزیر اظهار داشت که هدف او اجرای دو قدم اساسی است.
یکی اجرای قانون ملی کردن صنایع نفت و دیگری اصلاح قانون انتخابات.از دید خواننده این نوشته اصلاح قانون انتخابات آسان جلوه میکند،در حالیکه تجدید نظر در قانون انتخابات حتی از اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت اثر گذارتر میتوانست باشد.
اگر قانون انتخابات اصلاح میشد امکان نداشت که شخصی مثل اکتر سید حسن امامی به وکالت مجلس شورای ملی از مهاباد انتخاب شود زیرا دکتر امامی که امام جمعه تهران هم بود شیعه بود و در محل انتخابات (مهاباد)قطعاً افراد دیگری به روش سنت اعتقاد داشتند انتخاب میشدند.انتخاب دکتر سید حسن امامی ریشه دیگری داشت و آن عضویت در “فراموشخانه های ایران یا فراماسون” بود.در شرایط عادی امکان نداشت که دکتر سید حسن امامی (امام جمعه بدون اینکه نماز جمعه برگزار شود (و صرفاً ساختگی بود). بوکالت از طرف مردم مرکز استان کردستان به نمایندگی آن مردم روانه مجلس شورای قانون گذاری مملکت گردد.
ولی موضوع انتخاب دکتر سید حسن امامی به عضویت مجلس شورای ملی هدف دیگری در بین بود.آخرین دوره مجلس شورای ملی بعلت تقلب ها و خلافکاریهایی که بعد از انتخابات تهران صورت گرفت واقعاً‌ کافی نبود و تعداد نمایندگان خیلی کمتر از حالت عادی بود.البته این دوره انتخابات در دوران شکوفایی ملی کردن صنایع نفت صورت گرفت و امید دکتر مصدق این بود که پس از انتخابات تهران،‌شهرستانها با توجه به نتیجه انتخابات تهران که آزادانه صورت گرفته بود و عده زیادی از میلیون انتخاب شدند با آزادی کافی دکتر مصدق امیدوار بود که مردم شهرستانها هم با تاسی به تهران به این نتیجه برسند ولی نفوذ مالکین و صاحبان نفوذ در شهرها بنحوی بود که صندوق های رای پر میشد بدون دخالت مستقیم مردم و عده ای از این وکلا انتخاب و در تهران حضور یافت و آماده برای روز مبادا.
در تابستان سال ۱۳۳۱ دولت دکتر مصدق لازم بود که تجدید رای گیری نماید.لذا دکتر مصدق با ارائه افراد دولت جدید به شاه محمدرضا پهلوی و با توجه به دخالت های دستگاههای امنیتی (ارتش و شهربانی) در شهرها تصمیم گرفت که وظائف وزارت دفاع را باضافه نخست وزیری برای خود حفظ کند.شاه با آن مخالفت کرد لذا دکتر مصدق استعفا داد.شاه استعفا دکتر مصدق را قبول کرد و خیلی سریع مجلس شورای ملی به ریاست دکتر امامی برای نخست وزیری احمد قوام السلطنه رای داد.این جریان سریع با موافقت دولت انگلیس به نخست وزیری قوام باعث عکس العمل مردم شد و با توجه به نطق قوام و “این کشتی را خلبان دگر آمد” که مملو از تهدید به ایران و مبارزات ملی کردن نفت بود منجر به واقعه ۳۱ تیر و کشتار مردم و تظاهرات همه گیر شد.
در این جریانات دست های نامرئی ولی خیلی موثر عوامل انگلیسی به استثنای جاسوسان مستقیم آندولت نظیر برادران رشیدیان ،سلیمان بهبودی و همکارانش بنحوی عریان شد و امام جمعه که تا آن لحظه مستقیماً به نوکری انگلیسی شناخته نشده بود از ریاست مجلس کناره گیری کرده و مجلس مجدداً‌به نخست وزیری دکتر مصدق رای داد و این مرد بزرگ با قدرت بیشتر به رهبری دولت برگشت .ایکاش از آن همه قدرت بهره برداری کرده و خطاکاران را به سزای خود می رسانید.ولی این دکتر مصدق است ، اهل قانون است ونمیتواند دیکتاتور مآبانه عمل کند ولی میدانست که مجلس ملی بجز چند نفری که اعتقاد راسخ به حاکمیت ملی ایران و اجرای قانون اساسی داشتند پر است از افرادی که وابستگی های سیاسی آن به نفع ملت ایران نیست.اینها اکثراً‌ از اعضافراموشخانه ها بودند و چون اطمینان داشتند که اسم آنها فاش نخواهد شد آنچه به نفع اربابان خارجی خود بود انجام میدادند و این از نظر دکتر مصدق دور نبودو در عین حال کاری نمیتوانست بکند.
فراماسون های عضو فراموشخانه
در طول سالها دولت انگلیس از طریق دست های پنهانی خوددر حدود ۸۶۰ نفر از ایرانیان را عضو فراموشخانه کرد و هر یک از این افراد در دستگاههای قضایی ، اقتصادی ، فرهنگی و حتی ارتش و شهربانی به مقام های حساس رسیدند که در موقع معین وظائف خود را انجام دهند.تعدادی چند از این افراد در اینجا نام برده می شود.مثلاً ‌عباس آرا وزیرخارجه سالها وزیر خارجه بود.گو اینکه سیاست خارجی ایران را شاه تعیین می کرد و وزیر خارجه اجرای آنرا بعهده داشت ولی در تعیین چنین سیاستی نقش وزیر خارجه نزدیک صفر بود.منوچهر تسلیمی از یک دبیر به ریاست دانشسرا و سپس رییس دانشگاه ملی و پس از آن وزارت بازرگانی رسید . انسان فراماسون را در این مسیر براحتی میتواند احساس کند.سید حسن تقی زاده عامل قرارداد نفت در سال ۱۹۳۲ که بعداً‌ بسفارت ایران در انگلیس منصوب شد،‌از مهره های قوی انگلیس بود که نقش مخرب خود را در برهه های مختلف تاریخ به خوبی اجرا کرد.
عضو دیگر فراموشخانه رضا جعفری از یک دبیر ساده به وزارت فرهنگ منصوب این در زمانی بود که فرهنگ و دانش پروری در کلیه کشورهای خارج از چنگال استعمار انگلیس در حال شکوفایی بود.امیرحسین خزینه علم که از یک طایفه عرب که برای سرکوبی ایرانیان خراسان(بجنورد) اعزام شده بود سالها در سمت سناتوری در تایید هرچه بعنوان قانون یا مصوبه به سنا میرسید آمده تایید بود.یوسف خوش کیش که سالها رئیس بانک سپه و سپس بانک ملی ایران و در نهایت رییس کلی بانک مرکزی ایران از مهره های پر و پا قرص فراماسون ها بود.پس از انقلاب اعدام شد.لطیف رمضان نیا درآخرین سمت خود در صنعت نفت مبلغ بزرگی دزدی کرده و فرار کرد.مهندس فتح اله ستوده سالها وزیر پست و تلگراف بود.با اینکه کم لیاقتی خود را نشان داده بود وزارت را همچنان نصیب خود میکرد.ناصر شریف سالها در شرکت نفت کار کرد در سمت های بالا و نهایتاً‌به معاونت وزارت راه رسید.پس از اتقلاب مدتی زندانی شد و سپس روانه آمریکا گردید.دکتر رضا فلاح اولین رئیس دانشکده فنی آبادان و آخرین شغل او در شرکت نفت مدیر امور بین المللی بود که در این مسیر انقدر دزدید که سالها با رفاه کامل در لندن و با دوست زیبایی زندگی کرد و مرد.از مهره های قوی استعمار و فراماسون سید خلیل کازرونی بود که آموزش رسمی او از دبیرستان هم نگذشت ولی شاغل عالیترین کارها در شرکت نفت ایران و انگلیس بود.پس از ملی شدن نفت اولین شخصی که اخراج شد(بعلت نفرت کارکنان از او) کازرونی بود.پس از آمدن کنسرسیوم او در زمره اولین افراد معدودی بود که بلافاصله استخدام شد و در مقام های بالا به مسئولیت بزرگ خود در خدمت به استعمار کوشش نمود.پس از اینکه کنسرسیوم نفت شروع بکار کرد رحمت قوامی بعنوان هماهنگ کننده امور اداری در آبادان شروع بکار کرد بدون کوچکترین اطلاعی از اداره امور نفت.
حسین رامتین که اسم او در صفحه ۶۵۵ کتاب اسماعیل رائین آمده است از جنایات افراد فراموشخانه ها فریاد میزندو لازم است مطالب او را مستقیماً در این صفحه تکرار کنیم:
این نویسنده فراماسون در حالیکه خود از نفوذ برادران ماسونش در سازمانهای دولتی:مقننه ،‌مجریه و قضاییه مملکت در دوران مشروطیت آگاه است،با صراحت فراوان و بدون ذره ای ترحم،آنها و سایر نوکران و دست پروردگان سیاست استعماری را کوبیده و تنها آرزوی خود را محو و نابودی این لانه های جاسوسی و تار عنکبوتی که بدیت و پای مردم ایران بسته شده عنوان کرده است.
‘’حسین رامتین’’ روش قاطع و راه نهائی برای محو سیاست استعماری انگلستان را نابودی فراماسنها ،‌جاسوسان انگلیستان و عمال مارکدار آنان ،‌و حتی اطفال شیر خوار این گروه دانسته ،‌ و چنین می نویسد:
“…. مردم ایران بهیچ وجه من الوجوه باور ندارند که پسران و اعقاب و اخلاف آن خانواده ها با کتاب خواندن و نطق کردن و انقلاب شدن رنگ واقعی خود را از دست داده باشند.
مردم ایران تا وقتی به چشم خود نبینند که ریشه این دسته فاسد الاصل از بیخ و بن کنده شده و دیگر اثری از اطفال شیر خواره آنها هم یافت نمی شود، نمی توانند قبول کنند که تخم فسادی که بوسیله سیاست استعماری سیاه انگلیستان و روسیه از دو قرن پیش در این کشور کاشته شده ، بکلی نیست و نابود گردیده است.”فراموشخانه های ایران اسماعیل ​رائین.
لذا در پایان این مقاله باز میگردیم به موضوع دست های خیانتکاری که در ظاهر آرام ولی در پنهان به ضرر ملت ایران به امپراتوری خدمت کردند.حتی یکنفر از این افراد (سید خلیل کازرونی)که در سالهای قبل از شرکت نفت انگلیس بالاترین شغل اداری را داشت و از ملکه انگلیس به دریافت مدال نائل آمد و بیشتر مورد احترام کارکنان انگلیسی قرار گرفت.در پایان برمیگردیم به شعر معروف سعد سلمان.
چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید
گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست

دکتر محمدرضا واقفی
استاد بازنشسته دانشگاه – فلوریدا

Comments

Comments are closed.

Bottom