Top

ریاکاری و فقدان اصالت در پیام نوروزی پرزیدنت ترامپ به مردم ایران  از جان لیمبرت ، سفیر بازنشسته و گروگان پیشین سفارت آمریکا در تهران

July 8, 2018 by  

برگردان به فارسی از اردشیر لطفعلیان

سفیر ‬جان ‬لیمبرت، ‬که ‬در ‬حال ‬حاضر ‬استاد ‬علوم ‬سیاسی ‬در ‬دانشگاه ‬نیروی ‬دریایی ‬ایالات ‬متحده ‬است، ‬مدت ‬سی ‬و ‬چهارسال ‬در ‬وزارت ‬امور ‬خارجۀ ‬آمریکا ‬به ‬خدمت ‬اشتغال ‬داشته ‬و ‬بیشتر ‬مأموریت‌های ‬وی ‬در ‬کشورهای ‬اسلامی ‬افریقا ‬و ‬خاورمیانه (‬از ‬جمله ‬ایران) ‬بوده ‬است. ‬دکتر ‬جان ‬لیمبرت ‬هنگام ‬وقوع ‬انقلاب ‬در ‬ایران ‬مأموریت ‬داشت ‬و ‬یکی ‬از ‬۵۲ ‬دیپلمات ‬آمریکایی ‬بود ‬که ‬به ‬گروگان ‬«‬دانشجویان ‬پیرو ‬خط ‬امام»‬ ‬درآمدند ‬و ‬مدت ‬۴۰۰ ‬روز ‬در ‬اسارت ‬جمهوری ‬اسلامی ‬به ‬سر ‬بردند. ‬آقای ‬لیمبرت ‬برای ‬نخستین ‬بار ‬در ‬۱۹۶۴ ‬به ‬عنوان ‬سپاهی ‬صلح ‬به ‬ایران ‬رفت ‬و ‬تا ‬۱۹۶۶ ‬در ‬استان ‬کردستان ‬به ‬خدمت ‬مشغول ‬بود. ‬در ‬جریان ‬همین ‬اقامت ‬بود ‬که ‬همسر ‬ایرانی ‬خود ‬را ‬برگزید. ‬او ‬در ‬۱۹۶۹ ‬به ‬ایران ‬بازگشت ‬و ‬تا ‬۱۹۷۲ ‬و ‬پیش ‬از ‬پیوستن ‬به ‬وزارت ‬امورخارجۀ ‬آمریکا، ‬در ‬دانشگاه ‬پهلوی ‬شیراز ‬به ‬تدریس ‬مشغول ‬یود. ‬سفیر ‬جان ‬لیمبرت ‬دارای ‬دانشنامۀ ‬دکتری ‬از ‬دانشگاه ‬هاروارد ‬و ‬صاحب ‬تألیفات ‬متعددی ‬در ‬بارۀ ‬خاورمیانه ‬است ‬که ‬از ‬آن ‬میان ‬می‌توان ‬به ‬«‬شیراز ‬در ‬عصر ‬حافظ»‬، ‬«‬ایران ‬در ‬جنگ ‬با ‬تاریخ»‬ ‬و ‬«‬مذاکره ‬با ‬ایران: ‬هماوردی ‬با ‬اشباح ‬تاریخ»‬ ‬اشاره ‬کرد.‬

مطالعۀ پیام (نوروزی) پرزیدنت ترامپ مرا به باید دخترک، نوه ام می‌اندازد که وقتی پوشکش پر می‌شد می‌گفت: «اَه». پیام عجیبی است. خواننده ناگزیر می‌پرسد، «منظور چیست ؟» در پیام‌های مشابه رؤسای جمهوری قبلی به ایرانی‌ها گفته می‌شد، «ما شما را دوست داریم ولی از دولت‌تان متنفریم» یا «ما شما را دوست داریم و علاقه‌مندیم با دولت (ناسازگارتان) ارتباط برقرار کنیم.» 
در این پیام هیچکدام از این دو موضوع مطرح نیست، به جای آن پیام حاوی عبارات غیر صادقانه‌ای است در بارۀ «یک کشور مغرور [که] در پرتو فرهنگ نیرومند و پایداری مردمش، بر چالش‌های بزرگی فائق آمده است.»  پیام عاری از اصالت است. پرزیدنت ترامپ حتی به خود زحمت نداد که آن را در برابر مردم از رادیو یا تلویزیون بخواند. پیام این فکر را در ذهن تقویت می‌کند که به دست یک آمریکایی ایرانی ‌بار که نه تنها به‌شدت از جمهوری اسلامی ناخرسند است، بلکه کینه‌های کهنه‌ای هم از پرزیدنت اوباما، کسی که کلامش سنجیده بود و می‌خواست برای حل اختلافات بین ایران و آمریکا ابزار دیپلماسی را به کار گیرد در دل دارد، آن را نوشته شده است. 
میان پیام نوروزی و نگارندۀ [ظاهری] آن هیچگونه پیوندی وجود ندارد. آیا کسی باور می‌کند که پرزیدنت ترامپ چیزی از داریوش بزرگ می‌داند؟ آیا در باور کسی می‌گنجد که او هیچ اطلاعی دربارۀ ایران و غنای فرهنگی آن دارد؟
لحن پیام پرخاشگرانه و تهدیدآمیز است. سپاه پاسداران انقلاب را به خاطر تروریسم، پراکندن فقر، بیکاری جوانان، سانسور، فساد، سرکوب و حتی خشکسالی وتوفان ریزگردها به باد سرزنش می‌گیرد. اگر در پیام هدفی جستجو شده باشد، خنک کردن دل نویسندۀ آن (هرکس که ممکن است باشد) و باز کردن سر شکایات او است. پیام حقیقت آنچه را که پرزیدنت اوباما در سال ۲۰۰۹ گفت به نمایش می‌گذارد. او در آن هنگام گفت «بیهودگی خشم خالص ارضاکننده را خاطرنشان ساخت».  
سپاه پاسداران انقلاب پیشینۀ خوشایندی از خود به جای نگذاشته است و باید به خاطر آن به‌شدت پاسخگو باشد. از سوی دیگر، این نهاد نقش عمده‌ای در دفاع از ایران در برابر مهاجمان عراقی ایفا کرد و بسیاری از خانواده‌ها خویشاوندانی دارند که دوشادوش آن جنگیدند و جان باختند. اگر منظور نشان دادن پشتیبانی از «مردم ایران» بوده باشد، چنین فهرست درازی از اتهامات و ناسزاها چه سودی در بر دارد؟ 
 اعلام پشتیبانی از مردم ایران با این سخنان که آنها «در حال مبارزه برای استیفای حقوق خود هستند و [آرزوی] فرا رسیدن بهار امید را در دل می‌پرورند» زنگ صادقانه‌ای در گوش نمی‌زند. اگر صداقتی در میان می‌بود، چرا دولت [ترامپ] سرسختانه در صدد برقراری ممنوعیت مسافرت برای همۀ ایرانی‌ها بر آمد. جلوگیری از ورود دانشجویان ایرانی، اعضای خانواده‌ها و پژوهشگران بر اساس ملیت آنها نمی‌تواند نشانۀ احترام و همبستگی شمرده شود.
بیانیه [منظور پیام است] چنین ادامه می‌یابد: «ایالات متحده در کنار مردم ایران برای دستیابی به آرزوهاشان در پیوستن به جامعۀ گسترده‌تر جهانی و داشتن یک دولت پاسخگو که به شکلی راستین در خدمت منافع کشور باشد، ایستاده است.» این سخن به خودی خود و به حد کافی خوشایند است. ولی مردم ایران کودن نیستند. آنها سخن خالی از صداقت را وقتی به گوش‌شان برسد تشخیص می‌دهند. به طور ساده، باور کردنی نیست که رئیس جمهوری که برخلاف همۀ رهنمودهای خوبی که به او داده شد، به رهبر روسیه به خاطر پیروزی در یک انتخابات دستکاری شده تبریک گفت و آشکارا نسبت به رهبران اقتدارگرا نظر مساعد دارد، به ایرانیان در جستجوی دولتی که با آنها رفتار درستی داشته باشد یاری خواهد داد.
با توجه به دیگراقدامات و بیانیه‌های فرستندۀ بلندآوازۀ این پیام، از جمله انتصاب اخیر کسانی نظیرمایک پمپئو و جان بولتون، این که ایرانیان به وسیلۀ چنین پیامی دلگرمی چندانی پیدا کنند، امری غیر محتمل است. میزان باورپذیری این پیام از اطمینان دادن پرزیدنت کارتر در ۱۹۷۹، دایر بر این که ایالات متحده شاه برکنار شده را بدون هیچگونه برنامۀسیاسی و «تنها به دلایل انسان‌دوستانه به منظور مداوای پزشکی»درخاک خود پذیرفته، بیشتر نیست. آن پیام را هیچ ایرانی که از سلامت عقل برخوردار بود باور نکرد.
پیام دو مسأله را مطرح می‌کند. فرض کنیم سگی که در جاده کامیونی را تعقیب می‌کند به آن برسد. آن‌وقت چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر ایرانیان به خیابان‌ها بریزند و خواستار تغییر شوند، دولت [ترامپ] برای پشتیبانی از آنها چه کار خواهد کرد؟ حدس من این است که او، هر چند با هیاهوی فراوان به تقبیح تصمیمات سلف خود در ۲۰۰۹ هنگام وقوع خیزش‌های وابسته به جنبش سبز برخاسته است، کار چندانی نخواهد کرد. اگر تغییری در ایران روی دهد، آیا اساساً بهبودی در اوضاع حاصل خواهد شد؟ یا در آنجا حمام خون به راه خواهد افتاد و فرقه‌گرایان مجاهدین خلق، که به نوع جدیدی از فرقه‌ای که کشتار جونز تاون را دامن زد، تشبیه می‌شوند و به نظر می‌رسد از پشتیبانی فراوان آمریکا، از جمله حمایت جان بولتون، مشاور جدید امنیت ملّی پرزیدنت ترامپ برخوردارند ، قدرت را به دست خواهند گرفت؟ 
حتی یک حکومت دموکراتیک و پاسخگو هم ممکن است موجبات خشنودی پرزیدنت ترامپ را فراهم نکند. یک دولت ایرانی که منافع ملّی خود و برقراری مناسبات ثمربخش با بقیۀ جهان را پیگیری کند، ممکن است همیشه آمادۀ فرمان‌بری از ایالات متحده نباشد. لفاظی‌ها و رجزخوانی‌های دولت کنونی [آمریکا] این حدس را در ذهن تقویت می‌کند که این دولت یک ایران دست‌نشانده را به یک ایران مستقل ترجیح می‌دهد. 
در نیمۀ نخست قرن بیستم، دولت‌های آمریکایی غالباً از ایرانیانی که خواستار سربلندی و استقلال بودند پشتیبانی می‌کردند. بعد از ۱۹۵۳، هنگامی که ایالات متحده زمینۀ سرنگونی یک دولت ملّی گرا را در ایران فراهم ساخت وضع دستخوش تغییر شد و ایالات متحده در تصور مردم از یک دوست به یک استاد خیمه‌شب‌بازی تبدیل گردید. 
در حال حاضر شکایات ایران از ایالات متحده فهرست درازی را تشکیل می‌دهند که پاره‌ای واقعی و پاره‌ای دیگر تخیلی‌اند. به فراموشی سپردن آن میراث تلخ آسان نیست. 
تراوش ریاکاری از پیام نوروزی امسال -هرکسی که ممکن است نویسنده آن بوده باشد- هیچ تأثیری در تغییر چنین میراثی به جای نخواهد گذاشت.

Comments

Comments are closed.

Bottom