Top

استثماری نو تحت عنوان لیبرالیزم

January 1, 2020 by  

کوروش کلهر -۳۱ دسامبر ۲۰۱۹

مخرج مشترک بین  دین، کمونیزم و لیبرالیزم  …ریشه در تفکرات بوجود آورنده شمای دنیائی… بدون مرز  یعنی “جهان وطنی”،  و یا  سعی در تشبیه -دنیا بیک دهکده و یا کوچک شمردن و تبدیل-اش به یک جزیره  و در نهایت  بوجود آوردن  و زایش استثماری نو در طی یک سده گذشته …با استفاده از تئوری کمونیزم و لیبرالیزم و… در زمان  و عمری بسیار قدیمی تر، در تفکرات  و اعتقادات مذهبی  ایست.

در این سه  تفکر:

 کمونیزم، در بستر مرگ آرمیده،

 دین، در تلاشی ابدی در نهادینه کردن حماقت در بشر و

لیبرالیسم با  استفاده از کلماتی مردم فریب… سر آنجام…روبرو با طغیانی جهانی ایست.

در این نوشتار… گفتگو تنها در مورد لیبرالیزم و خطرات  استثماری نو …و تفکرات رنگ و رو باخته  لیبرالیزم است،

سعی در نقاشی و ترسیم فرو پاشی یکی از اساسی ترین  ستون های لیبرالیزم، یعنی جهان وطنی، و منتجه -اش، مهاجرت موج های انسانی ایست .

سرابی ساخته پرداخته لیبرالیست ها، ولی بمانند ماری در آستین پرورده شده ، اینک و سرانجام دنیای سازنده لیبرالیزم را با خطرات فاجعه وار و فروپاشی  ناهنجار های اجتماعی، اقتصادی  و سیاسی روبرو کرده است.

تفکرات لیبرالیزم در اصل ، حاصل نظریه پردازی های متفکرینِ گروه کشورهائی با مشخصات زیرند که:

  • دارای قدرت نظامی برترند
  • برخوردار از قدرت مالی بی حساب و
  • تکنولوژی عصر حاظر ، تنها در منو پول آنان خلاصه شده است.

برای مثال، مجموعه  “اتحادیه اروپا” …و یا تک نوازانی نظیر  کشور ها ی “چین، روسیه و آمریکا ….” هدفشان:

– تسخیر بازار برای فرآوردههای خود.

-استفاده حداکثر از منابع  و ثروت کشورهای اسیر در تار عنکبوت استثماریشان با…

-برده کشی از نیروی انسانی کم هزینه و ترسیم دنیایی بدون مرز.

-سرگرم کردن آنان با:

– حرفه و صنایعی نظیر  ساخت قطعات یدکی و مونتاژ!

 -آموزش نحوه استخراج معادن  و ذخایر زیر زمینی-اشان و  دور نگه داشتن این کشور ها از دانش استفاده از فرآورده های این ذخایر.

-بر پا کردن صنایعی  تنها بمنظور تولید کار و ایجاد قدرت خرید برای کارگران کم هزینه این کشور ها

– برقراری بازار مصرف بر اساس این قدرت خرید،  برای فرآورده های برنامه ریزی شده  خود و

-سپس فروش  این فراورده ها، با قیمت افزوده  چند برابر، در بازار های مصرف  ساخته و پرداخته شده  استثماری نو  بنام لیبرالیسم در جوامع  تحت  انقیاد  این کشورهاست.

کشورها و جوامع مورد اشاره در استثمار نو  تحت  تبلیغات و عنوان لیبرالیزم… بدون هیچ تفاوتی … اینک روبرو با  حداقل مشکلات زیر شده اند:

-فرار مغز ها

-تهی شدن جوامع از نیروی خلاق و متفکر و نتیجتا:

-زایش حکومت  های  نا لایق و فاسد

-جنگ قدرت برای چپاول ثروت کشور شان

-شروع کشمکش های داخلی و خارجی با همسایگان

-خرید جنگ افزارهای پیچیده که حتی نیروی انسانی تعلیم یافته برای استفاده از آنرا  در اختیار ندارند. . و نتیجتا،

– پر کردن جیب صنایع نظامی کشور های سازنده لیبرالیزم  و استقرار استثماری نو  و…نهایتا

 

شروع طاعون مهاجرت به کشور های اروپایی و امریکای شمالی

  بازیکنان مسخره این سناریوی ناهنجار، کشورهای روسیه، چین  و هند  اند که در نقش آتش بیاران معرکه ، رل کثیف خود را بازی میکنند.

 

ناسیونالیسم  یا پاد زهر لیبرالیسم

 

Andrea Wimmer*

استاد جامعه شناسی و فلسفه سیاست، در دانشگاه کلمبیا و نویسنده کتاب

Nation Building: Why Some Countries Come Together

While Others Fall Apart.

معتقد است که بد نام شدن و خطرناک جلوه دادن ناسیونالیسم حاصل  تبلیغات گمراه کننده گروهی  از متفکرین غربی ایست که با تشبیه -اش به ویروس ، فاشیسم…پاپولیسم…ناسیولیزم قومی  و پاتریاتیزم  یا سرطانی  نهفته…

 آنرا مرضی غیر قابل علاج بر علیه بشریت ،

اعتقادی سطحی  به آب و خاک

در برابر ژرفای  مسئولیتی جهانی …نسبت به بشریت و عدالت جهانی!

دانسته و گسترش این تبلیغات را  بدانجا کش داده اند که  در ژانویه ۲۰۱۹  رئیس جمهور آلمان فدرال   Frank-Waler- Steinmeier در مقام جلوگیری از زایش دو باره ناسیولیزم  در سخنانی  با  دیپلمات های کشورش اعلام کرد که ” ناسیونالیسم  یعنی  ایده اولوژی زهر ” !

و رئیس جمهور فرانسه  امانوئل مکرون  نیز  در همراهی با همان تفکرات و دشمنی بدون منطق با ناسیونالیسم، قدم فراتر نهاده و گفت:  متفکرین پایبند به لیبرالیسم ،عدم قبول “Ism” های مختلف  را در دایره بسیار وسیعی حاصل اعتقادات ناسیونالیسم دانسته و برای مثال:

  • پاتریاتیزم را نوعی  ناسیونالیسم تعبیر، و آنان را برادران ایده اولوژیک یکدیگر و نه،  خویشاوندی دور …توجیه کرده است.

و این در حالیست که  ناسیونالیسم حاصل پایه ها و تفکراتی  اساسی و اعتقادی روشن است که …

  • اعضای یک ملت را

متشکل، 

از افرادی  با حقوق برابر،

با هویتی مشترک 

در زمینه های تاریخی…

و آینده ای  سیاسی

که خود جمعا مسئول اداره کشور خودند ، میداند.

  • و اداره کشور بر اساس اصول… مساوات، عدالت  اجتماعی،  عدالت اقتصادی و سیاسی  بر پایه منافع کلی آن کشور پایه ریزی شده  و هیچ نوع خویشاوندی با ناسیولیزم قومی  ندارد.
  • یک فرد ناسیونالیست یعنی مخالف اداره آب  و خاکش توسط بیگانه، مبلغ  مساوات و عدالت برای یکایک اعضای  خانواده خود بصورت ملتی که جمعا تشکیل خانواده واحدی را میدهند است.
  • و تفاوت بین یک پاتریات و یک ناسیونالیست در اعتقاداتی بسیار قدیمی ریشه گرفته در پدر سالاری در پاتریاتیزم و تفکرات نوگرایانه  در زایش ناسیونالیسم ، در چند قرن گذشته دارد.

 و بصورتی خلاصه، ناسیونالیسم مخالف امپریالیزم، کلونیالیزم ، جهان وطنی و استثمار گریست، و  تنها هدفش استقرار  مساوات ،عدالت  و حکومت قانون بر اساس خواسته های اکثریت  در چهار چوب مرزهای شناخته شده آب و خاک خود است.

نگاهی به تحولات ناسیونالیسم

ناسیونالیسم به معنا و درک فعلی -اش  پدیده ای نوین و حاصل  شروع فروپاشی امپراطوری هایی نظیر بریتانیا، اطریش، چین، عثمانی، روسیه، اسپانیا و پرتقال  از سال ۱۷۵۰ میلادی بود.

همزمان  با انقلاب در امریکا،  1775 و فرانسه در سال ۱۷۸۹ ، پایه های ظهور دکترین  ناسیونالیسم  با تعریف  در مورد جوامعی براساس وحدت و همگونی تاریخی و  فرهنگی، بصورتی همه گیر دنیای آنروز را تسخیر کرد.

در طی  نزدیک به دو سده ، امپراطوری هایی که از آنان نامبرده شد از هم پاشیدند و جای خود را به  کشور-ملت ها ای دادند که ، در سال ۱۹۰۰ میلادی ۳۵ درصد و در سال ۱۹۵۰  هفتاد درصد  سطح کره زمین را زیر حکومت کشور-ملت ها قرار دادند و امروز تنها انگشت شماری از حکومت های پادشاهی و یا مذهبی به حیات خود ادامه میدهند.

نگاهی بظهور و  پیدایش این فلسفه سیاسی-اداری،  کمکی ایست شایان توجه به درک و اشاعه  ناسیونالیسم  و  لازمه وجودی ریشه های این فلسفه سیاسی را ، در شروع ، میبایست در قرون شانزده تا هجده میلادی،  در اروپا جستجو کرد.

در این دوران،  اروپا غرق در جنگهای بی حاصلی بود  که منتجه این جدل ها، پیدایش   شاهزاده نشین های متعدد،  که برای ادامه  حیات خود در این جنگ ها:

  1. محتاج استفاده و استخدام نیروئی نظامی، از طبقات پایین جامعه…
  2. ایجاد زبانی مشترک، حد اقل در طبقه تحصیل آموخته این شاهزاده نشینان …و نتیجتا
  3. درک احتیاج در بود سیستمی آینده نگر جهت اداره این جوامع.

اروپای آغشته به جنگ های طولانی، حکمرانان  این  کشور ها  را :

  • مجبور به گرفتن مالیات های بیشتر از شهروندان خود نمود
  • و شهروندان در برابر قبول این تعهد… خواستار مشارکت سیاسی و مساوات در برابر قانون و  اداره جوامع خود شدند.

نتیجه این تحولات  زایش ایده اولوژی جدیدی بود که :

  • اداره کنندگان این جوامع را متعهد به اجرای خواسته های جامعه نمود…یعنی “حکومت بر اساس خواسته های ملت” و تا زمانی که حکومت کردن بر این منوال  استوار باشد…
  • ملت متعهد به پشتیبانی از دولت
  • دولت و ملت متعلق به یک کشور و دارای تاریخ، فرهنگ، حال و آینده سیاسی مشترک اند.
  • اداره کنندگان یعنی گماشتگان جامعه، ضامن حفظ منافع مشترک مردم عادی، اشتراک آنان در اداره کشورشان، تعمیم عدالت و مساوات در برابر قانون  و جلوگیر و مانع  اضافه طلبی  های طبقه  برتر جامعه و…. بدین منوال  بود  که فلسفه نوینی پا بعرصه وجود گذاشت که  ناسیونالیسم  ملی گرا نام گرفت .

 

ضامن پیدایش کشورهایی نظیر  فرانسه، هلند، بریتانیا و امریکای شمالی که بمراتب قوی تر از امپراتوری های مضمحل شده سابق و بوجود آورنده دنیای جدیدی شدند  چیزی جز  ناسیونالیسم  ملی یعنی حکومت زاده مردم بر اساس عدالت اجتماعی، مساوات ، مشارکت در اداره کشور، متعهد بودن دولت در برابر ملت، و ملت در برابر قانون نبود و نیست.

ناسیونالیسم ملی  یعنی همه چیز در مرحله نخست برای ملتی در مرز های شناخته شده بین المللی خود و آینده نگری  حکومت  در حفظ منافع نسل های آینده کشورش  خلاصه  و بر خلاف  دشمنان چنین روشی هیچ چشم طمع ای به کشور گشایی نداشته و تنها ضامن حفظ و بقای هویت ملی خود است .

در این دنیای پر تلاطم امروز، تنها ضامن ادامه حیات کشور هایی… با سابقه  و هویت ملی و تاریخی دراز نظیر ایران ویا کشور هایی که زاده سیاست های کشور های استثماری یک سده پیش اند، بدون تردید تنها  خلاصه شده در باور و اداره جوامع-شان تحت تنها ” ایسم “ قابل استفاده ، یعنی  ناسیونالیسم ملی ایست.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Comments

Comments are closed.

Bottom