
بخش دوم و پایانی – نیره سادات هاشمی، دکتر بهناز پیامنی
۳. ارزش طرح داستان این کودکان برای کودک امروز
صاحب نظرانی چون «بتلهایم» مهمترین وظایف تعلیم و تربیت را رساندن به درک معنای زندگی -دانسته-اند. (بهروزکیا، 1383: 12) درک «مفهوم زندگی» یکباره و ناگهانی حاصل نمی-شود. چون نیازمند آگاهی- و دانشی است که انسان باید در طول عمر بیاموزد. برای درک معنای زندگی یا باید یک دوره زندگی کرد؛ یا از طریق مسیر-های کوتاه شده این مهارت را در زندگی کسب کرد. چون درک معنای زندگی بی تجربه امکان پذیر نیست. قصههایی که برمبنای این اسطورهها روایت، باز-نویسی و یا بازآفرینی می-شوند، از طریق تخیل فرصت این تجربه را برای کودک امکانپذیر می-کنند. مهم-ترین کارکرد تخیل افزایش خودشناسی در کودکان است. (ایمانی، 1390: 115) آنگونه که روانشناسان در هر مرحله از رشد عاطفی و عقلی کودک را نیازمند نوع خاصی از ادبیات دانسته-اند. مثلاً کودکان پنج تا سیزده ساله چون در مرحله آزاد و ماجراجویی قهرمانی قرار دارند، درونمایههای موجود در چنین اسطورههایی می-تواند به تجربه فرآیندهای «همانندسازی»؛ «پالایش روانی»؛ و«بینش» در او بینجامد. پالایش روانی با هدف تخلیه هیجان-ها و برون-ریزی مشکلات، از طریق همانندسازی با شخصیت-های اسطوره-ای، موجب افزایش خودآگاهی-اش می-شود. این بینشی بر شناخت درست کودک از محیط، و بهبود جنبههای روانی-اش تأثیر-گذار است. همه این موارد -در جاذبه قهرمانان افسانه-ای برای کودکان و نقش آنها در پرورش رشد عاطفی، اجتماعی و روانی کودک نهفته است. (محسن علیق، 1390: 79-82) مسیرهایی که یک قهرمان در مناسک -گذار برای آشنایی با نقش جدیدش در جامعه طی می-کند، همانند پلی است که فرد برای پذیرش در اجتماعی بزرگتر باید از آن عبور کند. (رحیمی و شیردل، 1392: 154) با کسب این قدرت مسیر عبور از ترس-های خود را پیدا می-کند. به راحتی از مرزهای زمان و مکان برای رسیدن به آرزوهایش می-گذرد.
براساس این تحقیقات «رانده شدن» در اساطیر و افسانهها ریشه در باورهای سنتی، فرهنگی و سیاسی جوامع داشته است. کودکانی دچار این سرنوشت -شده-اند که «موجب هراس نهادهای سیاسی و دینی جامعه بودهاند و از شهر و خانواده خود رانده شده، به دامان طبیعت…سپرده شده-اند.» (مختاری،1379: 65) افرادی از طبقات پایین-تر یا موجودات خارقالعاده آنها را پرورش داده-اند. تا از این طریق برای آینده و تغییر الگوهای اجتماعی- فرهنگی، آماده شوند. تجربه کودکی آنها با زندگی در مکان-های خارقالعاده کمال یافته، و از این طریق تمام آنچه را که یک انسان کامل باید فراگیرد را آموخته-اند. فردوسی پدیدآورنده-ای سخت-گیر است که در آفرینش شاهنامه که شخصیت-هایش را با چالش-های متعدد روبهرو کرده تا درس زندگی را به مخاطب بیاموزد.
«اسطوره کودکان رها شده» و «آیین-های تشرفی» که این کودکان کاملاً طبیعی و پیش-بینی نشده طی کرده-اند، مجموعه-ای از مهارت-های زندگی است. مهارت-هایی که طبقه و سطح نمی-شناسند و برای هر گروهی برداشت و پیام مناسب خود را در هر زمان و مکانی دارد.
آغاز سفر این قهرمانان از کودکی-، و بستر پردازش آنها طبیعت است. از این رو امکان -همزادپنداری۱ بهتر و بیشتری بین آنها و کودک فراهم می-شود. البته اسطوره کودکان رها شده صرفا مختص جهان کودکان نیست. در کشورهای غربی از این اسطورهها برای آثار بزرگسال هم استفاده شده است.۲
فراموش نکنیم که جامعه با مرور اساطیر گذشته همواره به ظهور اساطیر نو نیاز دارد. تولد اساطیر نو بدون اشاعه و مرور اساطیر کهنه مقدور نیست. کودکی که از قهرمانان و اسطورههای گذشته خود بی-خبر است، در خلاء شناخت آنها به استقبال قهرمانان و اسطورههای تازه ساخته شده توسط سایر ملت-ها مثل «سوپرمن؛ شرک و..» می-رود. زیرا جامعه او به بازتعریف یا بازآفرینی اسطورههای قهرمان-های ملی خود نپرداخته -است. در بخش-های مختلف شاهنامه هم با بازآفرینی اسطورههای دینی و ملی- باستانی ایرانیان رو به رو هستیم. فردوسی از این طریق با بهره گرفتن از نگرش گذشتگان، با نگاهی نو این الگوها و اسطورهها را در بافت موقعیتی زمان-هاش گنجانده -است. بازتولید این افسانهها بر پایه تلفیقی از فرهنگ و جهانبینی اصلی-کهن- و نو – امروزی- یکی از مناسب-ترین روش-های آشنایی کودکان با این اسطورههاست. روشی که امروزه برخی از نویسندگان از جمله «آرمان آرین» در بازآفرینی این اسطورهها به- کار گرفته-اند.
ترویج رفتار مناسب با انسان-های متفاوت، دیگر ارزش نهفته این داستانهاست. فردوسی ناهنجاری-های زال را به صورت یک توانایی متفاوت به تصویر کشیده- است. این نگرش برای کودکانِ متفاوت با «نیاز-های ویژه» الگویی امیدوار کننده –است. چون آنها هم مثل زال می-توانند نظر جامعه ناآگاه را راجع به توانایی-های خود تغییر دهند.
براساس نظریه «بندورا»۳ کودک می-تواند از طریق «تجربه جانشینی» با قهرمان افسانهها «همانندسازی» کند، و پیامدهای رفتار آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. سپس از آنها الگو برداری کرده و به کار بندد. مطالعات صاحبنظرانی چون «اکانر۴» و«چنیدن۵» هم نشان داده است که «الگوسازی» روشی کاربردی برای کودکان دارای مشکل است. (محسن علیق،1390: 86) اسطوره کودکان رها شده هم میتواند بسیاری از تلخی-های زندگی را در شرایطی امن به کودک ارائه -دهند. همانطور که اولین مرحله سفر زال با جدایی آغاز می-شود. جدایی اتفاقی ترسناک برای هرکودکی در آن سن است؛ ولی به شکل معجزهآسایی برای او تبدیل به یک فرصت متفاوت و یک زندگی خاص می-گردد. از نظر بتلهایم «ترس از جدایی نقطه شروع بسیاری از قصههای» امنیت بخش در عصر حاضر است. درونمایه-ای که می-خواهد-برخلاف خواست کودک- او را از وابستگی به والدین دور کند. این درونمایههای برای کودکی که تجربه تنهایی و…راندگی را دارد، مناسب است. چون کودک از این طریق توانایی بر قراری «روابط مهم و ارزشمندی» را پیدا می-کند. (بهروزکیا،1383: 25-26)
«شکوه حاجی نصرالله» هم در پژوهش خود به این نقش -مایهها اشاره کرده -است. او معتقد است در این اسطوره چون تحت الگوی سفر قهرمان دستهبندی می-شود، الگوها و نشانههای تکرار شونده-ای چون موجودات فراطبیعی، نیروهای خارق-العاده و دگردیسی-های عجیب وجود دارد. بنمایههایی مثل «گاو»؛ «ایزد بانو»؛ «مکان-های عجیب»؛ «آیین-های گذار» و رسم «کستی»۶بستن. (حاجی نصرالله، 1390: 159) یا بن مایه مکرر «تبعید» که یکی از کهن الگوهای ادبیات باختر زمین است. «داوود خزایی» با اشاره به این بن-مایه در داستان یوسف آن را فرصتی برای «سفر به خویشتن» یا «ناخودآگاه» تلقی کرده -است. تا دستی برای نجات فرا رسد و قهرمان را به خودآگاه خود باز-گرداند. از همین رو آیین تشرف حرکتی به سوی بزرگسالی است. (خزایی، 1386: 144) به همین دلیل باز تعریف این افسانهها تلاشی برای ایجاد فرصت شناخت برای جامعهپذیری و رشد اجتماعی کودک و پذیرش موقعیت-های سخت تلقی می-گردد.
3-4. نگاهی به قصههای «کودکان رها» شده شاهنامه برای کودکان
پژوهشگران با توجه به زمان کوتاه نگارش این جستار در یک بررسی مقطعی نزدیک به «صد»۷ کتاب را یافتند، که براساس داستان «کودکان طرد شده» منتشر شده بود. این آثار اغلب باز روایت و بازنویسی-هایی به صورت قصه هستند. در این میان تعداد بازآفرینی انگشت شمار است. کوتاهی وقت پژوهش مانع از آن شده که این تحقیق در تشخیص ارزش و قدرت بازنویسی-ها و بازآفرینی-ها به نظر قطعی برسد. زیرا امکان دسترسی و خوانش همه کتاب-ها مقدور نبود. البته بر حسب آمار به -دست آمده می-توان به چشم-انداز مختصری از آن آثار اشاره- کرد.
این کتاب-ها اغلب بازنویسی هستند. بازنویسی-هایی که بر اساس زندگی قهرمانان به نثر یا توأم با ابیاتی از شاهنامه است. گاه به نمونههایی از آثار باز-نویسی به نظم هم برمی-خورید که کپی-های منظوم با زبان بسیار ضعیف در مقابل زبان فخیم شاهنامه-اند.
در میان این آثار داستان-های راجع به شخصیت هایی چون فریدون، زال و سیمرغ بیش-تر-است. این اتفاق شاید به دلیل قابلیت طرح آسان این داستان-ها برای کودکان، و یا شهرت بیشتر آنها در ذهن پدیدآورندگان و مخاطبان ایرانی باشد. البته از دهه 70 به بعد نمونههای داستانی دیگری راجع به «کیخسرو و کیقباد» نیز وجود دارد. در میان نویسندگان، بیشترین آمار بازآفرینی-ها به «محمدرضا یوسفی و آتوسا صالحی» اختصاص دارد. «آتوسا صالحی» از با-سابقه-ترین نویسندگانی است که مجموعههای جالب توجهی برای کودکان تهیه کرده است. از جمله این داستان -ها می-توان به «فرزند سیمرغ» اشاره- کرد. در این مجموعه نویسنده کوشیده است برش-هایی ساده و کوتاه از داستان- زندگی «فریدون، منوچهر، سام، زال تا تولد رستم» را بازآفرینی کند. «محمدرضا یوسفی» نویسنده دیگری است که اخیراً صد اثر تحت عنوان «مجموعه داستان-هایی راجع به شاهنامه» توسط «خانه ادبیات» منتشر کرده است. این آثار در دو گروه رمان کودکان و داستان-های دو زبانه منتشر شده -است. به-طور مثال یوسفی در کتاب «زایش فریدون» زندگی فریدون را در 108 صفحه از مرگ «پدر فریدون» تا جنگ «مندان» برای کودکان بازآفرینی کرده -است. مخاطب این آثار فقط می-توانند کودکان کتابخوان بین سنین نُه تا دوازده سال باشند. چون شکل ارائه کتاب کودکانه است. ولی حجم متن برای مخاطبان پایین-تر از نُه سال زیاد است. از این رو بعید است کودکان از این آثار چندان استقبال کنند. آثار دو زبانه با وجود ضرورت ترجمه متن، در سطح ساده-تری ارائه شده-اند.
نمونه قابل توجه بعدی مجموعه 30جلدی «داستان-های شاهنامه» است که براساس پایههای مختلف دوره اول (دبستان- اول تا ششم) به شیوه-ای خاص طراحی و ارائه شده است. طراح و مجری این مجموعه «سیدرضا تهامی» است. این مجموعه با هدف پرورش سوادِ خواندنِ کودکان طراحی شده، تا کودکان بر اساس سطح سواد و معلوماتشان بتوانند این داستان-ها را بخوانند. در مقدمه به برخی ویژگی-های این کتاب ها اشاره شده -است: «از جمله اینکه نخستین بار است که شاهنامه به طور ویژه برای هریک از پایههای دبستان تدوین می-شود. در این کتاب-ها فقط از واژهها و ترکیباتی استفاده شده -است که در کتاب-های درسی همان پایه آمده -است.» (دبستانک، 1392:7) پدیدآورندگان مدعی هستند که بارها برای انتخاب یک کلمه مناسب براساس سطح و پایه تحصیلی مخاطبان زمان صرف کرده اند. تا مخاطب را به خواندن متن اصلی (شاهنامه)تشویق کنند.
4. نتیجه گیری
«کودکان رها شده» شخصیت-هایی با سرنوشت-های خاص هستند. زندگی آنها با آزمون-های دشواری- – با یا بدون انتخاب- برای پذیرش در جامعه همراه بوده -است. تا به مقامی دست یابند که ساده-ترین تعریف آن رهبری و در دست گرفتن قدرت در جامعه است. این رازی است که در چرخه هستی پنهان است. یعنی رسیدن به یک مقام بلند و پایدار، بدون تحمل سختی امکانپذیر نیست. چون سفر قهرمان مسیرِ کسب کمال است و کمال فقط با عبور از مناسک سخت به دست می-آید.
به نظر می-رسد فردوسی از این طریق می-خواسته به این مهم اشاره کند که حتی فرزندان نژادگان باید اول از جایگاه خود فاصله گرفته و هم طبقه با هستی شوند، تا به مقام و جایگاهی جاودانی آن-گونه که در شأن شاهان، پهلوانان و قدیسان است دست یابند. یعنی باید زندگی را از پایههای ابتدایی اجتماع شروع کنند، سپس با طی مسیر بر مبنای تجربه- به فراخور و پیش-آورد طبیعت – به راز شگفت زندگی برسند. کودکی که با تجربه این چرخه به تعالی برسد، انسان کاملی است که می-تواند حاکم، جهان پهلوان و یا قدیس شود.
فردوسی از این طریق می-خواهد به مخاطبش در هر زمانی یادآوری کند که هرگز انسان-های ضعیف، یا دارای نقص، و تفاوت را کوچک نشمرده و طرد نکنید. چون روزگار بارها پادشاهان، پهلوانان و قدیسان را از میان «طرد شدگان» برگزیده است.
این اسطورهها با پشتوانههای ادبی «قدرتمند و تأثیرگذار» (حاجی نصرالله،1390) با ایجاد لذت و شگفتی برای کودکان، به ساده-ترین شکل آنان را با «مفهوم زندگی» آشنا می-کنند. از این طریق، هم کودک امکان همزاد-پنداری با قهرمان مورد نظر را پیدا می-کند، و هم فرصتی برای فراگیری مهارت-های زندگی مثل: خردورزی، امیدواری، شادی، رویارویی با مشکلات، مقابله با ترس و قدرت تصمیم-گیری را به دست می–آورد.
این پژوهش با مرور آثار منتشر شده در چهل سال اخیر برای کودکان ایرانی – با موضوع «کودکان رها شده» – به این نتیجه رسید که نزدیک به صد اثر ارائه شده در این زمینه اغلب بازنویسی و باز روایت هستند. تعداد بازآفرینی-های خلاق بسیار اندک است. البته ارائه نتیجه قطعی نیازمند پژوهش کامل-تری است.
توضیحات:
1. Empathy
۲. نمونه باز آفرینی این داستان «مورد عجیب بنجامین باتن»(The Curious Case of Benjamin Button) اثر «اف. اسکات فیتزجرالد» است.
3. Albert Bandura(1977-1999)
4. Oconer ,R,D(1992)
5. Chittenden ,G,F(1982)
۶. بند دین، که در پانزده سالگی نوجوانان اقوام هند و ایرانی می بستند. (حاجی نصرالله، 1390: 161)
۷. نام آثار در جدول پیوست آمده است.
فهرست منابع
۱. اسماعیل پور، ابوالقاسم.(۷۸۳۱). اسطوره کیخسرو در شاهنامه. مجموعه اسطوره-متن،هویت ساز…. تهران: انتشارات علمی فرهنگی. ص ۹۰۱- 131.
۲. الیاده، میرچا. (1392). آیینهای تشرف. ترجمه: مانی صالحی علامه. تهران: نیلوفر.
۳. رساله در تاریخ ادیان. (1389). ترجمه:جلال ستاری.تهران:سروش.
۴. امینی،محمد-رضا.(1381).تحلیل اسطوره قهرمان در داستان ضحاک و فریدون براساس نظریه یونگ.شیراز. دانشگاه شیراز.ش 34. ص53-64.
۵. ایمانی، فاطمه. (1390). «تعبیر و تفسیر منطق درونی و کارکردهای افسانه در ادبیات». روشنان. ش 11. ص 108-114.
۶. باقری ملاحسنعلی، نرگس. (۸۷۳۱). «کودکان در شاهنامه». فصلنامه هنر. ش 77. ص ۰۶-۶۰۱.
۷. بتلهایم، برونو. (1384). کودکان به قصه نیاز دارند (کاربرد افسون و افسانه). ترجمه: کمال بهروزکیا. تهران: نشر افکار.
۸. بشیری محمود، چراغی علی. (1390). «بررسی ویژگی کودکی شخصیت-های اسطوره-ای شاهنامه». علوم ادبی. سال6. ش4. ص7-34.
۹. بهنام، مرتضی.(1394). «تقدس کوه در اساطیر ایران». تاریخ پژوهی. ش 64.ص 355-373.
۱۰. جلالی مریم.(1391). «کودکان، عنصر اصلی داستان-های شاهنامه». کتاب ماه کودک و نوجوان. ش177. ص 66-74.
۱۱.حاجی نصرالله،شکوه.(۱۸۳۱). افسانهها فصل مشترک زندگی اقوام و ملل گوناگون. کتاب ماه کودک و نوجوان. ش ۰۶. ص۵۳-۹۳.
۱۲. حاجی نصرالله،شکوه.(1390). «روایت اساطیری افسانههای قدرتمند». روشنان. ش11. ص148-165.
۱۳. حسینی، مریم و شکیبی، نسرین.(1393). «اسطوره تولد قهرمان». ادب پژوهی. ش 29. ص 97-116.
۱۴. خزایی، داوود. (1386). «مژده این یک پسر است». روشنان.ش 6. ص 136-149.
۱۵. رحیمی ابوالقاسم، شیردل، زهرا. (1392). «آیین تشرف زال، فریدون و کیخسرو: آیین رازآموزی جادوگران و داروگران». مطالعات ایرانی. س12.ش24.ص153-174.
۱۶. رزمجو، حسین.(1388). قلمرو ادبیات حماسی.ج2. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
۷۱. رضایی، مهدی؛ زارعی فرد، رها؛ سینا، سیروس.(۷۹۳۱). تحلیل ساختاری الگوی داستان-های کودکان طرد شده پیاپی ۵۳. در شاهنامه و دیگر و دیگر اساطیر.شعر پژوهی. ش 1. صص۵۸- ۴۰۱.
۱۸. غلامزاده داوود.(1389). «بازنمایی اسطوره های صعود در شاهنامه فردوسی». بوستان ادب (شعرپژوهی). پیاپی 1/57.ص 103-117.
۱۹. فردوسی ابوالقاسم. (1385). شاهنامه. تصحیح: سعیدحمیدیان.چ هفتم.تهران. نشرقطره.
۲۰. کمپبل، جوزف. (1387). قهرمان هزار چهره. ترجمه: شادی خسرو پناه. مشهد. نشر گل آفتاب.
۲۱. محسن علیق، امیمه. (1390). «بیا افسانه خلق کنیم (نقش قهرمان در رشد شخصیت کودک)». روشنان. ش11. ص 76-89.
۲۲. محمدی، محمد هادی و قایینی زهره. (1380). تاریخ ادبیات کودکان ایران. ج 1. تهران: نشر چیستا.
۲۳. مختاری محمد. (1379). اسطوره زال (تبلور و تضاد وحدت در حماسه ملی). تهران: توس.
۲۴. مسکوب، شاهرخ.(1386). سوگ سیاووش (در مرگ و رستاخیز). چ هفتم. تهران: انتشارات خوارزمی.
۵۲. مهین فر،سیاره. (۳۸۳۱). اسطوره حماسه ضحاک و فریدون. تهران: نشر قصه.